نمایش 13–24 از 98 نتیجهمرتب‌سازی بر اساس جدیدترین

تحلیل داستان ژونا یا هنرمندی در حین کار از آلبر کامو

(2)

توی این قسمت میرم سراغ پنجمین داستان مجموعه داستان تبعید و سلطنت از آلبر کامو که عنوانش هست ژونا یا هنرمندی در حین کار، داستانی که به نسبت چهار داستانی که تا الان بررسی کردیم بلندتره و به مسائل مهمی که بخشی از دغدغه های آلبر کامو هم بود می‌پردازه یعنی مسئله همبستگی، تنهایی و آفرینش هنری و تعهد هنرمند.

نسخه صوتی را اینجا بشنوید

دستکاری در رسانه‌ها قسمت دوم: گیمرگیت

کسایی که در گیمرگیت شرکت کردن باور داشتن که فمینیسم – و به‌طور کلی جنبش‌های پیشرو – به دنبال محدود کردن آزادی بیان‌اند

از اینجا بشنوید:

توی این دنیا که زندگی خوبی نداشتی

(2)

این روایت، روایت اکثر ماهاست، اکثر ماهایی که از مواهب حکومت‌ها بی بهره‌ایم و باید تن بدیم به بهانه‌های واهی حاکمان که تقدیر این بوده، جبر زمانه است، همینه که هست و بهانه‌های واهی دیگر.

از اینجا بشنوید:

دستکاری در رسانه‌ها قسمت اول: ترول

(2)

در این پادکست و پادکست های بعدی میخوام درباره دست‌کاری کردن رسانه‌ها و پخش اطلاعات نادرست در اینترنت حرف بزنم، موضوعی که خیلی مهمه چون در این دوره زمونه این رسانه‌های اجتماعی‌ان که به افکار و اعتقاداتمون شکل میدن

از اینجا بشنوید:

چرا باید کتاب بخوانیم؟

(2)

دیدم چی بهتر از اینکه توی هفت سالگی شروع این پادکست برم سراغ دغدغه اصلی‌ای که باعث شد این پادکست رو بسازم، یعنی کتابخوانی.

از اینجا بشنوید:

نوشته روی سنگ قبر، بررسی موسیقی Epitaph

(1)

در این اپیزود رفتم سراغ یه آهنگی که خیلی دوستش دارم، آهنگی در سبک پراگرسیو راک که حدود 9 دقیقه‌اس. آهنگی از گروه کینگ کریمسون که در سال 1969 منتشر شده.

من درباره این قطعه، شعرش و فضایی که این قطعه در اون ساخته شده حرف زدم امیدوارم از شنیدنش لذت ببرید.

از اینجا بشنوید:

تحلیل داستان مهمان آلبر کامو از مجموعه داستان تبعید و سلطنت

نسخه صوتی را اینجا بشنوید

در دل کوهستانی برفی و مدرسه‌ای متروک، معلمی تنها با یک انتخاب مواجه می‌شود؛ انتخابی که نه تنها سرنوشت یک مرد عرب، بلکه وجدان خودش را شکل می‌دهد. در داستان کوتاه «مهمان»، آلبر کامو نه فقط از استعمار و اخلاق می‌گوید، بلکه درونی‌ترین کشمکش‌هایش را با ما در میان می‌گذارد. این ویدیو، تحلیل و روایت کامل این داستان کوتاه است؛ از شباهت‌های بین شخصیت دارو و خود کامو، تا تنهایی او در میانه بحران الجزایر. اینکه چرا کامو گفت پیش از عدالت از مادرم دفاع می‌کنم یا شاید هم نگفت!

گنگ‌ها داستانی از آلبر کامو از مجموعه داستان تبعید و سلطنت

این ویدئو روایتگر داستانی عمیق از شکست، سکوت، و تلاش انسان‌ها برای حفظ عزت‌نفس در برابر شرایط ظالمانه است. داستانی که از یک کارگاه کوچک بشکه‌سازی آغاز می‌شود و به تأملی فلسفی دربارۀ سکوت و زبان ختم می‌گردد. آیا همیشه می‌توانیم با کلمات آنچه در درونمان می‌گذرد را بیان کنیم؟

نسخه صوتی را اینجا بشنوید

مقاومت، عصیان و مرگ

(1)

از اینجا بشنوید:

حالا باید چیکار کرد؟ کاری برای انجام دادن نیست، نه سر کاری هست، نه حقوق سرماهی، نه ترفیعی نه تنبیهی، نه آرمانی، نه علمی، حتی اخلاق هم بی معناست، همه چیز بی معناست، وقتی آخرین فرد روی زمین باشی دیگه چه اهمیتی داره که زمین دور خورشید بچرخه یا خورشید دور زمین؟ چه اهمیتی داره که درمانی برای سرطان پیدا بشه یا نه؟ چه اهمیتی داره که پول داشته باشی یا نه؟ چه اهمیتی داره که آدم خوبی باشی یا نه؟ تنها چیزی که اهمیت داره اینه که آیا باید زنده موند یا خود را کشت؟ یا همون جمله معروف آلبر کامو که گفته بود: تنها یک پرسشِ فلسفی به‌راستی جدی وجود دارد و آن خودکشی است. تصمیم در این‌باره که زندگی ارزش زیستن دارد یا نه بسته به پاسخی است که به این پرسش بنیادین فلسفی داده می‌شود. مابقی مسائل … در درجۀ دوم اهمیت قرار دارند؛ ابتدا باید به این پرسش پاسخ گفت.

مرتد یا روح سرگردان داستانی از آلبر کامو از مجموعه داستان تبعید و سلطنت

داستان مرتد دومین داستان از مجموعه داستان تبعید و سلطنت نوشته آلبر کاموست، داستانی که به زعم خیلی از منتقدان یکی از پیچیده‌ترین داستان‌های این مجموعه هم هست. داستان با پریشان‌گویی‌هایی راوی شروع میشه، از خلال جملات ابتدایی داستان دستگیرمون میشه که زبان راوی بریده شده و اون با دزدیدن تفنگی قدیمی در کوه‌های مشرف به شهری به اسم شهر نمک منتظره تا کشیش جدید برای تبلیغ کاتولیک برسه تا بکشدش.

نسخه صوتی را اینجا بشنوید

هرزه زن یا زن زناکار داستانی از آلبر کامو از مجموعه داستان تبعید و سلطنت

(5)

هرزه زن داستان زنی ورزشکار و احتمالا خوش هیکل است که هنوز به قول خودش برای مردها جذابیت دارد اما با مردی ازدواج کرده که نیازهای اصلیش رو برآورده نمی‌کرد و همه فکر و ذکر شوهر شده بود کار و پول. زن چیزی برای به دست آوردن در این زندگی نداشت در واقع هر روز که می‌گذشت چیزی رو از دست میداد، سلامتیش، جوانیش و حتی رفاهی که شوهرش قول داده بود.

نسخه صوتی را اینجا بشنوید

آیشمن در اورشلیم تجسم ابتذال شر

نسخه صوتی را اینجا بشنوید

آیشمن مهره‌ای کلیدی در کشتار سیستماتیک 6 میلیون یهودی اروپایی بود، جنایت اونقدر بزرگ بود که در مخلیه هیچ کس نمی‌گنجید، بحث تلفات سربازها در جبهه‌های جنگ یا کشته شدن غیرنظامیان در بمباران و تبعات جنگ نبود، بحث نابودی یک قومیت به خصوص بود که در کنار و ادامه نابودی معلولان و کولی‌ها توسط نازی‌ها انجام شد. من به عمد از دو گروه دیگه نام بردم چون معمولا تو جریان جنایات نازی‌ها حرفی از این دو گروه زده نمیشه، مخصوصا کولی‌ها که عملا هیچ نام و نشونی هم نداشتن و کشته شدنشون در تاریخ گم شده. این جنایت اونقدر بزرگ بود و اونقدر نادر که به قانون گذاری حول مفهومی جدید در حقوق بین الملل منجر شد یعنی جنایت علیه بشریت. و طبیعی بود که سازمان دهنده اصلی این جنایت یعنی آیشمن رو هیولا تصور کنیم. اما آیا آیشمن واقعا هیولا بود؟