مرتبسازی بر اساس جدیدترین
اپیزود هفتم: در ستایش شرم
رنگ شرم سرخ است. رنگ خشم و عصیان، در تجربه حس شرم، سرخی بخاطر خشم و تمایل به عصیان علیه خود است. خود چه در مقام فرد یا در مقام یک ملت، از همین رو چه کمیاب است این سرخی مخصوصا برای ما ایرانیها که از نقد خود گریزانیم.
اپیزود ششم: افسانه سیزیف
اگر این افسانه ناراحت کنندهاست به این خاطر است که قهرمانش آگاه است، به همین شکل امروزه کارگری که تمامی روزهای زندگیاش را کار میکند سرنوشتی مشابه سیزیف دارد و وقتی زندگیاش اندوهبار میشود که به آگاهی برسد و این آگاهی بسیار کمیاب است.
اپیزود چهارم: تراژدی تنهایی
مصدق آدم عجیبی بود، با سری کاملا تاس و بینی درازش سوژهی خوبی برای کاریکاتوریستها بود، یک دهه پیرتر از سنی که داشت به نظر میرسید و ایران را که کشوری بزرگ و پیچیده بود، پیژامه به پا اداره میکرد.
اپیزود سوم: غروب بتها
ما مردم مدرن با خویشتننوازی و نوعدوستی پر اشتیاقمان، با فضیلتهای پُرکاریمان، با بیادعاییمان، با قانونشناسیمان، با علمیتمان – انبارنده و صرفهجو و ماشینوار- دورانی کمتوان میسازیم.
اپیزود دوم: چرا ادبیات؟
ادبیات، عشق و تمنا و رابطهی جنسی را عرصهای برای آفرینش هنری کرده است، در غیابِ ادبیات، اروتیسم وجود نداشت، عشق و لذت و سرخوشی بیمایه میشد و از ظرافت و ژرفا و آن گرمی و شوری که حاصل خیالپردازیِ ادبی است بیبهره میماند.