نمایش 25–36 از 94 نتیجهمرتبسازی بر اساس جدیدترین
زندگیای که ارزش زیستن دارد- آلبر کامو و تمنای معنا
زندگیای که ارزش زیستن دارد کتابی است دربارۀ کامو، اما زندگینامه به معنای معمول آن نیست، نویسنده سعی کرده در این کتاب، تفکرات و اندیشههای کامو را بر بستر زندگی و تجربیات کامو فهم کند فلذا مباحثی را طرح میکند که از بسیاری جهات جدیدند.
این کتاب رو میتونید با ترجمه خودم (محمدرضا عشوری)، از سایت نشر ققنوس و کتابفروشها تهیه کنید. ممنون که تو این سالها کنارم بودین و انگیزهای شدین برای این کار.
لینک خرید اینترنتی کتاب:
زندگی ای که ارزش زیستن دارد از سایت نشر ققنوس
نسخه صوتی
معرفی کتاب افسوس نمیخوریم، تجربه واقعی گریختگان از کره شمالی
چرا انقدر تفاوت هست بین کره شمالی و جنوبی؟ چی شد که کره شمالی که تا اواسط دهۀ 70 از لحاظ رفاه و رونق اقتصادی و دانش فنی خیلی جلوتر از کره جنوبی بود، امروز در همه چیز ار رقیبش عقب افتاده و حتی برق نداره که شبهاش رو روشن نگه داره؟ من در این ویدیو نشون دادم که چسبیدن به مدل توسعهای خودکفایی و توسعه ارتش شده کره شمالی و برعکس رفتن به سراغ بازارهای جهانی و اقتصاد بازار آزاد و تقویت آنچه که در آن برتری نسبی داریم شد کره شمالی که در کنار این اقتصاد ارتش پنجم دنیا را هم دارد. چیزی که ملکم خان یک و نیم قرن پیش هم دیده بود و در کتابهاش به اون اشاره کرده بود.
نقد و بررسی رمان یادداشتهای زیرزمینی داستایوفسکی- قسمت اول
صحبت از رمان رو میشه از عنوانش شروع کرد، چرا یادداشتهای زیرزمینی؟ شاید بشه زیرزمین رو به مثابه جنبشهای انقلابی و زیرزمینی قرن نوزدهم دونست، اما راوی این یادداشتها با معیارهای قرن نوزدهمی به هیچ عنوان انقلابی محسوب نمیشه، گرچه ممکنه با معیارهای امروزی ما انقلابی به نظر برسه. جنبشهای انقلابی قرن نوزدهم همگی خردگرا بودند ولی مرد زیرزمینی به جنگ خردگرایی میره.
معرفی کتابهایی که سال ۱۴۰۲ خوندم و دوستشون داشتم.
در این ویدیو به معرفی دوازده کتاابی پرداختم که سال 1402 خوندم و دوستشون داشتم.
نسخه صوتی را اینجا بشنوید
آلبر کامو و معنای زندگی
ما واسه چی زندگی میکنیم؟ هدفمون از زندگی چیه یا ما از زندگی چی میخوایم؟ مگه نه اینه که برای اکثر ماها زندگی خلاصه شده در معدود اتفاقای خوب بین کلی اتفاق بد؟ مگه نه اینه که زندگیهامون پر از تکرار و تکرار و روزمرگیه؟ پس چی باعث میشه به این زندگی ادامه بدیم؟ اصلا زندگی میکنیم که چی بشه؟
نسخه صوتی
اپیزود شصت و ششم: انقلاب قسمت پنجم
از اینجا بشنوید:
تجلیل مارکس از کمون پاریس موقتی بود چرا که مارکس متوجه شد که این قالب سیاسی چقدر با دیکتاتوری تک حزبی پرولتاریا در تناقض است، دیکتاتوریای که قدرت را کاملاً در اختیار خود میگرفت و برای اعمال آن از خشونت استفاده میکرد.
اپیزود شصت و پنجم: انقلاب قسمت چهارم
از اینجا بشنوید:
بعد از پیروزی انقلاب دو مشکل بزرگ ذهن انقلابیون را به خود مشغول کرده بود باید قوانین جدیدی نوشته میشدند، قوانینی که ضمانت میکرد حقوقی که توسط رژیم پیشین نقض شده بودند دیگر نقض نشوند.این قوانین باید به مدت طولانی مورد وثوق و اطمینان مردم باشند یعنی مبنایی داشته باشند که فقط به درد نسل فعلی نخورند بلکه برای نسلهای آینده هم مورد استفاده باشند. مشکل اینجا بود که این قوانین مشروعیت و مرجعیت خود را از کجا باید میگرفتند؟ و از اینجا بود که دو مسئله مشروعیت و مرجعیت قانون ذهن انقلابیون را به خود مشغول کرد.
اپیزود شصت و چهارم: انقلاب قسمت سوم
احتمالاً این جمله معروف را شنیده باشید که انسانهای تهیدست چیزی برای از دست دادن ندارند، جز زنجیرهایشان. اما این اندیشه تا قبل از انقلاب فرانسه شناخته شده نبود. به زعم آرنت پیروزی انقلاب در آمریکا و شکست آن در فرانسه بخاطر وجود سیهروزی و فقدانی بود که بجز آمریکا در بقیه نقاط دنیا وجود داشت. جفرسون دو سال قبل از انقلاب فرانسه در مورد مردم فرانسه گفته بود: «از بیست میلیون مردم… نوزده میلیونشان از بدبخترین افراد در سراسر ایالات متحد بدبختر و از لحاظ کلیۀ شرایط زندگی انسانی، نفرین شدهترند.» (ص 92-93) جفرسون حتی از اقلیتی که در فقر و بدبختی زندگی نمیکردند هم انتظاری نداشت چون سیهروزی در نظر او فقط فقر نبود بلکه فساد هم بود و جفرسون این اقلیت مرفه غرق در فساد را سیهروز میدانست چون امکانی برای آزاداندیشی ندارند.
اپیزود شصت و سوم: انقلاب قسمت دوم
در کشاکشی که امروز در جهان تفرقه افکنده است و پای این همه منافع را به میان آورده است احتمالاً کسانی برنده خواهند شد که دربارۀ انقلاب فهمی کسب کنند. به عکس، آنانکه ایمانشان در گرو قدرت سیاسی و سیاستبازی به معنای قدیمی باشد و هنوز به جنگ به عنوان واپسین چاره در سیاست خارجی اعتقاد بورزند، به ظن قوی در آیندهای نه چندان دور پی خواهند برد که در حرفهای بیفایده و متروک استاد شدهاند. (ص 18)
اپیزود شصت و دوم: انقلاب قسمت اول
آرنت معتقد بود که برای داوری و تعقل، باید حداقلی از آزادی سیاسی و تبادل اندیشه وجود داشته باشد، پس در جامعۀ توتالیتر که این حداقلها موجود نیست نباید انتظار داشت افراد دست به داوری و تعقل بزنند. اما میبینیم که در شدیدترین شرایط سرکوب و ارعاب، باز هم کسانی هستند که مقاومت میکنند.
مقدمهای بر کتاب وضع بشر هانا آرنت
وضع بشر شاید مهمترین کتاب هانا آرنت در اندیشه سیاسی باشد که در آن به بررسی فعالیتهای عملی انسان میپردازد.
اپیزود شصت و یکم: مرگ خدا و معنای زندگی
وقتی نیچه مرگ خدا را اعلام کرد، منظورش فقط مرگ خدای مسیحی نبود، بلکه منظورش نفی هرگونه مطلقاندیشی و آرمانگراییای بود که بالاتر از زندگی قرار گرفته بودند، آرمانها و مطلقهایی که به نام دین، علم و اخلاق بر فراز زندگی بشر برافراشته شده و زندگی را از معنایی در خود تهی کرده بودند. به اعتقاد نیچه مسیحیت، علم و اخلاق؛ که سه دستاورد بزرگ بشریت در طول تاریخ هستند، ریشه در آرمانگرایی افلاطونی دارند. اینها آرمانهای متافیزیکیاند که به زعم نیچه، زندگی را به تباهی کشاندهاند. یا به عبارت دیگر بر طبق آرمانگرایی افلاطونی تنها در صورتی زندگی معنادار است که یا در خدمت دین باشد یا در خدمت اخلاق یا علم. در واقع آرمانگرایی صرفاً در آرمانهایی دنبال معنا میگردد که خارج از زندگی و برتر از زندگی باشند.