قسمت بیست و یکم: افسوس نمیخوریم
اگه به عکسای ماهوارهای که از شبِ زمین گرفته شدن دقت کنین، بین کرهجنوبی و چین که تو شب روشن و درخشانن، یه تاریکی و سیاهیِ مطلق وجود داره به اسم کرهشمالی. بعد از دههی نود با قطع کمکهای شوروی و چین شبهای تاریک کرهشمالی شروع شد، پیرمردا و پیرزنای کرهشمالی، روزهایی رو به خاطر دارن که از برق و غذای بیشتری نسبت به پسرعموهاشون تو کرهجنوبی بهرهمند بودن ولی امروزه این روند برعکس شده و این به حس حقارتشون بیشتر دامن میزنه.
قسمت بیستم: اعتقاد بدون تعصب
درست در آستانه قرن بیستم، نیچه با لحنی قاطع و محکم مرگ خدا رو اعلام کرد. درسته که پیشبین نیچه درباره نیهیلیسم درست از کار دراومد اما ما امروزه مرگ خدا رو نمیبینیم، نیچه فکر میکرد در آستانه عصر الحاد ایستاده، اما به نظر میرسه قرن بیست و یکم، عصر چندخدایی باشه.
قسمت نوزدهم: نیایش چرنوبیل
این حادثه برای بلاروس کوچیک با جمعیت 10 میلیون نفری فاجعهای ملی بود. خود بلاروسیها اصلا نیروگاه اتمی نداشتن. بلاروس مثل گذشته کشوریه متکی به کشاورزی با جمعیتی که عمدهشون ساکن روستاها هستن. تو سالهای جنگ جهانی دوم، فاشیستهای آلمانی، تو بلاروس 619 روستا رو همراه با ساکنانش به کل نابود کردند. بلاروس، بعد از حادثه چرنوبیل، 485 روستا و آبادی رو از دست داد: از این تعداد 70 روستا برای همیشه در زمین مدفون شدند.
قسمت هجدهم: اختناق ایران
اصلاحات تو امور مالی ایران نه به مذاق روسها خوش میومد و نه انگلیسها چرا که دستشون از منافع مالی و بازرگانی گستردهای تو ایران قطع میشد. در کنار دشمنای خارجی، متاسفانه ایرانیهای زیادی که عمدتا سران حکومتی بودن عمدتا مخالف این اصلاحات بودن چون نفعشون در این بود که اوضاع هر چقدر که ممکنه بلبشوتر اداره بشه.
قسمت هفدهم: اینترنت با مغز ما چه میکند؟
موضع همیشگی ما در مقابل تمامی رسانهها، یعنی همین موضع که نحوه استفاده از آنهاست که اهمیت دارد، موضع خنثی و بیخاصیت کسی است که از فناوری هیچ سرش نمیشود، زیرا محتوای یک رسانه صرفا آن تکه گوشت لذیذی است که سارق جلوی سگ نگهبان ذهن ما میاندازد تا حواسش را پرت کند.
قسمت شانزدهم: مسئله دستهای آلوده
آیا رهبرای سیاسی برای رسیدن به خیری بزرگ یا اجتناب از فجایع برای جامعهشون باید اصول اخلاقی رو زیر پا بگذارن؟ این سئوال مسئلهای رو مطرح میکنه که به مسئله دستهای آلوده معروفه، این مسئلهای ایدهای رو مطرح میکنه که به موجب اون عمل سیاسی درست گاهی در تعارض با اصول اخلاقی قرار میگیره.
قسمت پانزدهم: جستارهایی درباره تئوری توطئه در ایران
نتیجه باور به این دیدگاهها این است که باورمندان به توهم توطئه تحولات سیاسی را دارای اصالت نمیدانند و به جای ریشهیابی و تجزیه و تحلیل مسائل اجتماعی به دنبال عوامل پشت پرده میگردند.
قسمت چهاردهم: دینو بوتزاتی
در این قسمت از پادکست، چهار داستان از دینو بوتزاتی نویسنده شهیر ایتالیایی میخونیم. داستانی درباره پسر پادشاه که تصمیم میگیره قلمرو پادشاهی پدرش رو کشف کنه اما بعد از گذشت سالها هیچ امیدی به اتمام این سفر نداره، داستان مردی زندانی که فقط یکبار فرصت سخنرانی برای مردم رو داره و اگه مردم حرفاش رو بپذیرن آزاد میشه، داستان کلمه ممنوع که در شهری که نمادی از پذیرشه و آرزوی نهایی همه دیکتاتورها کلمهای ممنوع میشه و داستان روزنامهنگاری که نویسنده موفقی میشه اما در نامهای به رییسش اعتراف میکنه که نوشتهها کار خودش نبوده و کسی اینارو مینوشته. فضای داستانهای بوتزاتی از طنزی تلخ و گزنده نیرو میگیره و تخیلی واقعگرایانه درش حاکمه.
قسمت سیزدهم: فلسفه سیاسی
کتاب با شرح یه نقاشی شروع میشه که تفاوت حکومت خوب و بد رو نشون میده و میگه سیاست نقش مستقیمی تو زندگی ما داره و لازمه که یاد بگیریمش و دربارهاش اطلاعات کسب کنیم. مفاهیمی که تو این کتاب دربارهشون بحث میشه عدالت، عدالت اجتماعی، آزادی، نوع حکومت و مفاهیم اساسی فلسفه سیاسی است.
اپیزود دوازدهم: جامعهشناسی نخبهکشی
آیا تغییر و اصلاح در ساخت و بافت جوامع به دست نخبگان و از بالا انجام میشود یا بر اثر تحول در زمینه و بستر اجتماعی و از پایین؟ در دو سدهی اخیر برخی از نخبگان سیاسی ایران میخواستهاند در ساخت و بافت جامعهای که بر صدر آن قرار میگرفتهاند اصلاحاتی بکنند و تغییراتی دهند، گرچه اینان در وجدان تاریخی توفیقاتی بهدست آوردند و نامشان به نیکی بر صفحهی روزگار برجا ماند اما خود قربانی خواستها و بستر نامساعد اجتماعی شدند. نمونهی بارز آن میرزاتقیخان امیرکبیر است و پیش از او میرزا ابوالقاسم قائممقام و پس از او دکتر محمد مصدق. این سه تن نه در خواست و اراده تنها بودند و نه در نتیجهای که عایدشان شد. در این کتاب عوامل و عوارض درونی و بیرونی و روشهای بیرون راندهشدن اینان از گود بررسی و سعی شده است عوامل و موانع توسعهی سیاسی و اجتماعی ایران شناخته شود.
اپیزود یازدهم: سرچشمههای دانایی و نادانی
راه حل مسئله خود باعث بوجود آمدن مسائل دیگر میشود، هرچه دانش ما بیشتر میشود شناخت نادانی ما هم بیشتر میشود، ما همه در نادانی بیپایان خود با هم برابریم.
اپیزود دهم: کودتا (قسمت پایانی)
سند ویلبر فارسی، سند ویلبر انگلیسی، قرارداد دارسی
انجام هر کاری نیاز به برنامهریزی و مقدمه چینی دارد. ساقط کردن دولتی که در اوج قدرت بود و حمایت تودهها را داشت کار آسانی نبود.