بر اساس موضوع
معرفی کتاب افسوس نمیخوریم، تجربه واقعی گریختگان از کره شمالی
چرا انقدر تفاوت هست بین کره شمالی و جنوبی؟ چی شد که کره شمالی که تا اواسط دهۀ 70 از لحاظ رفاه و رونق اقتصادی و دانش فنی خیلی جلوتر از کره جنوبی بود، امروز در همه چیز ار رقیبش عقب افتاده و حتی برق نداره که شبهاش رو روشن نگه داره؟ من در این ویدیو نشون دادم که چسبیدن به مدل توسعهای خودکفایی و توسعه ارتش شده کره شمالی و برعکس رفتن به سراغ بازارهای جهانی و اقتصاد بازار آزاد و تقویت آنچه که در آن برتری نسبی داریم شد کره شمالی که در کنار این اقتصاد ارتش پنجم دنیا را هم دارد. چیزی که ملکم خان یک و نیم قرن پیش هم دیده بود و در کتابهاش به اون اشاره کرده بود.
مقدمهای بر کتاب وضع بشر هانا آرنت
وضع بشر شاید مهمترین کتاب هانا آرنت در اندیشه سیاسی باشد که در آن به بررسی فعالیتهای عملی انسان میپردازد.
ایستادن در برابر موج سوم
موج سوم کتابی است از الوین تافلر که در سال 1980 منتشر شده است. تافلر در آن کتاب به بررسی تغییر و تحولات عمدهای میپردازد که جوامع از سر گذراندهاند. یکی از این تغییر و تحولات عمده شکل خانواده بوده است.
اپیزود پنجاه و هشتم: موج سوم
ما چه تصوری از آینده داریم؟ آیا جهان به همین شکل ادامه پیدا میکند و اگر احیانا تحولاتی رخ بدهد خیلی آرام خواهد بود و انقلابی نیستند؟ یا نه جهان به آخرالزمان نزدیک شده است و چیزی به نابودیاش باقی نمانده، همانطور که با تهدید اتمی روسیه چنین احساسی در مردم قوت گرفته است. شاید هم جهان از لحاظ تکنولوژیکی انسانها را به بند بکشد همچون فضای تیره و ترسناکی که در سریال بلک میرور تصویر میشود. نقطه مشترک همه این تصورات این است که منفعلانهاند. یعنی منتظریم تا ببینم چه پیش خواهد آمد.
پس ما کجای این تصور از آینده قرار داریم؟ آیا در ساختن آینده تاثیری داریم؟ آیا باید تنها شاهد تصمیمات اقلیتهای حاکم باشیم یا نه میتوانیم از اشتباهات گذشته درس بگیریم و جهانی انسانیتر بسازیم؟ یا به عبارتی آیندهای را تصور کنیم که ما در آن نقشی منفعلانه نداشته باشیم؟
اپیزود پنجاه و هفتم: تکامل فرهنگی
چرا در بعضی جوامع بیگانههراسی، استبداد و قومگرایی حاکم است و در بعضی جوامع مدارای بیشتر با غیرخودیها، دموکراسی و برابریطلبی؟ چرا در بعضی جوامع برابری بیشتری بین زنان و مردان وجود دارد و در بعضی جوامع زنها فقط در نقشهای مادری، همسری و دختری فهم میشوند؟ این تفاوتهای فرهنگی ریشه در چه چیزی دارد؟ آیا ژنتیکی است؟ یعنی برخی جوامع ذاتا بردبارتر و دموکراسیخواهترند؟ اگر اینطور است چرا نرخ برابری در بین مردم کشورهای اسکاندیناوی که اجدادی خونریز و جنگطلب داشتند، بیشتر از مردم هند است که اصولا در طول تاریخ تمایلی برای کشورگشایی و غارت نداشتهاند؟ پس این تفاوتهای فرهنگی فقط ژنتیکی نمیتواند باشد. آیا این تفاوتها ریشه در سطح تحصیلات و معلومات آدمها دارد؟ اینجا هم میبینیم که اینطور نیست مثلا بن لادن تحصیلات عالیهای داشت و جمع زیادی از متخصصان را به خدمت گرفته بود. پس فقط سطح تحصیلات هم نمیتواند نشانگر این تفاوتها باشد. پس چه عاملی باعث این تفاوتهاست؟ دین؟ بله دین عامل مهمی است اما چه چیزی باعث تمایل مردم به دینداری است؟
اپیزود سی و هفتم: وضع بشر-قسمت آخر
فعالیت تفکر به اندازه خود زندگی بی وقفه و مکرره و این سوال که آیا تفکر معنایی داره مثل پرسش از معنای زندگی، معمای بیجوابیه.
اپیزود سی و ششم: وضع بشر-قسمت دوم
در حقیقت آرنت عمل و سخن رو وجه تمایز انسان با حیوان میدونه و میگه ما با کلام و کردارمون وارد جهان بشری میشیم. این ورود مثل زحمت به خاطر ضرورت و مثل کار بخاطر فایده نیست
اپیزود سی و پنجم: وضع بشر-قسمت اول
آرنت در این کتاب بدیهیترین دریافتهای ما رو به چالش میکشه و جاهایی حتی خوانندهاش رو آزار میده، آرنت از ما دعوت میکنه به آنچه میکنیم فکر کنیم.
اپیزود سی و سوم: اقتصاد و امنیت
دکتر علینقی عالیخانی یکی از مهرههای اصلی و بسیار تاثیرگذار در رشد اقتصادی دهه 40 ایران بود، دههای که ایران به طور میانگین شاهد رشد اقتصادی سالانه 11 درصد و تورم 2.5 درصدی بود و سریعترین رشد اقتصادی در جهان رو بین سالهای دهه 60 میلادی تجربه کرد.
اپیزود سی و دوم: فقر احمق میکند
من در این کتاب نگاهی متفاوت به فقر مالی، فقر اجتماعی و گرفتاری انسانها دیدم که برخلاف دیدگاه مرسوم که غالبا فقر و تنگنای مالی رو ناشی از ناکارآمدی، بیارادهگی و بیمسئولیتی افراد فقیر میدونه، فقر و کمیابی رو نتیجه شرایطی میدونه که بوجود آورنده فقر و نتیجه فقر و کمیابی است.
قسمت بیست و دوم: اقتصاد تحریم نفت
یکی از چالشهای اساسی دولت مصدق، اداره کردن کشور بدون درآمدهای نفتی بود. مصدق در دوره 28 ماهه حکومتش تقریبا هیچ درآمدی از فروش نفت نداشت.