اگر جایی برای امید نیست دست کم به نومیدی تن ندهیم
پشتیبانی از ما:
logo حامی باش
پی پل
پشتیبانی از ما:
logo حامی باش
پی پل
  • صفحه اصلی
  • یوتیوب
  • پادکست
  • بلاگ
فهرست
خانه فلسفه سیاسی دستکاری در رسانه‌ها قسمت چهارم: نظریه‌پردازان توطئه و دیگران
نقد داستان نذر یا صخره‌ای که حرکت می‌کند
تحلیل داستان نذر یا صخره‌ای که حرکت می‌کند
برگشت به مطالب
پادکست خلاصه کتاب فلسفه‌ای برای زندگی
اپیزود اول: فلسفه‌ای برای زندگی
New
دستکاری در رسانه نظریه پردازان توطئه
Click to enlarge

دستکاری در رسانه‌ها قسمت چهارم: نظریه‌پردازان توطئه و دیگران

اولین گروهی که تو این اپیزود سراغش میرم نظریه پردازهای توطئه است. چندین پلتفرم اینترنتی به بستری حاصل‌خیز برای رشد نظریه‌های توطئه تبدیل شده‌اند.

از اینجا بشنوید:

ادامه مطلب
گیمرگیتادامه مطلب
آلت رایتادامه مطلب
دسته ها: پادکست, تکنولوژی, جامعه شناسی, سیاست, فلسفه سیاسی برچسب ها: Epitome books, Seduction, Troll, آزار اینترنتی, آلت رایت, اپیتومی بوکس, اغوا, اینترنت, اینفلوئنسر, پادکست, پادکست فارسی, تئوری توطئه, حقوق مردان, داکسینگ, دستکاری در رسانه, راست آلترناتیو, راست افراطی, رسانه, زن ستیزی, شبکه, ملی گرایی سفید, منوسفیر
اشتراک گذاری:
  • توضیحات
  • توضیحات تکمیلی
  • نظرات (0)
توضیحات

در این اپیزود میرم سراغ چند گروه باقی مونده که در دستکاری رسانه ها ید طولایی دارن و با این اپیزود عملا آشنایی ما با این جریان‌ها تموم میشه. در بخش پایانی این اپیزود هم خیلی کوتاه میگم که اینا در کجای اینترنت مشغول به کارن. تو اپیزودهای آینده میرم سراغ این موضوع که انگیزه اشون از اینکار چیه؟ از چه تکنیک هایی استفاده می کنن و این مسئله که چرا رسانه ها تا این حد آسیب پذیرن که میشه دستکاریشون کرد و در نهایت اینکه این دستکاری‌ها چه پیامدهایی داشتن تا حالا.

پشتیبانی از پادکست

عضویت در باشگاه هواداران پادکست در یوتیوب

https://www.youtube.com/channel/UCfC3vNa1hs8UeCnBLxBW3vQ/join

برای عزیزان داخل ایران صفحه  حامی باش برای حمایت از پادکست
https://hamibash.com/epitomebooks

حساب پی پل:

https://www.paypal.com/paypalme/epitomebookspod

اولین گروهی که تو این اپیزود سراغش میرم نظریه پردازهای توطئه است. چندین پلتفرم اینترنتی به بستری حاصل‌خیز برای رشد نظریه‌های توطئه تبدیل شده‌اند. وقتی محیط رسانه بی در و پیکر باشه و نظارتی روش نباشه این امکان برای فیلم سازهای آماتور فراهمه که بتونن مستندهایی حول نظریه توطئه بسازن و به راحتی در یوتیوب منتشر کنن بدون اینکه روی این محتواها فکت چکینگ یا راستی آزمایی اتفاق بیوفته. بغیر از یوتیوب کاربران می تونن در فروم‌هایی مثل 4chan و Reddit، فیلم‌های مرتبط به رویدادها رو به‌صورت هم‌زمان تحلیل کرده و بدون لحظه‌ای مکث و تامل نظریه‌هایی مطابق با جهان‌بینی خودشون شکل بدن. این فضاها اغلب دچار پدیده «قطبی شدن» می‌شن: به‌محض اینکه کاربران شکاک و مردد از این جوامع خارج می‌شن، محیطی بسته و پژواک‌وار شکل می‌گیره که در اون فقط باورمندان هم‌فکر حضور دارن و صدای مخالف شنیده نمی‌شه.

به‌طور کلی، وقتی کنترل از دست میره یا جایگاه افراد به خطر می‌افته یه جور اضطراب به جون آدما میوفته که زمینه ساز ایجاد نظریه‌های توطئه‌اس. بعضی از این نظریه‌ها ریشه‌های ایدئولوژیک دارن؛ برای مثال، یهودستیزی یکی از این ریشه‌هاس. بعضی دیگر، صرفاً بی‌اعتمادی به دولت یا روایت‌های رسمی رسانه‌ها رو نشون میدن.

اما مبنای نظریه‌های توطئه چیه؟ در همه نظریه‌های توطئه این باور وجود داره که یک یا چند گروه قدرتمند از افراد تونستن نقش خودشون رو در اتفاقات یا شرایط پنهان کنن. یعنی دست‌های پنهانی وجود داره که اجازه نمیده حقیقت رویدادها بر ما روشن بشه. یه سری زد و بند پنهانی، در ظاهر دشمنی اما در باطن دوستی و از این دست مسائل. آشناترینش برای ما همون کار کار انگلیس‌هاست که هنوزم خیلیا بهش باور دارن. این‌ نظریه‌ها صدها سال قدمت دارن؛ برای نمونه، از قدیم این باور وجود داشته که انجمن ایلومیناتی و گروه‌های مخفی یهودی در حال طراحی توطئه‌ای برای سلطه بر جهان هستن. در دوران معاصر، نظریه‌های توطئه بیشتر بر روایت‌های جایگزین برای رویدادهای خاص تمرکز دارند، مثل حملات تروریستی ۱۱ سپتامبر. با این حال، مضامین اصلی این نظریه‌ها به‌طرز چشمگیری ثابتن، اونا همیشه اضطراب‌هایی رو بیان میکنن که در مواجهه با از دست دادن کنترل در نظم دینی، سیاسی یا اجتماعی رخ میده. یعنی سعی دارن مسائل پیچیده رو ساده کنن و توضیح بدن.

ما چون در این سلسله اپیزودها بیشتر روی راست افراطی تمرکز کردیم پس بیشتر به اضطراب‌های این گروه اشاره می‌کنم که چی باعث میشه اینا به سمت نظریه‌های توطئه جذب بشن.

اولین مایه اضطراب و نگرانی راست گراها، نگرانی از زوال سلطه سفیدپوستان در آمریکاست که البته به جاهای دیگه دنیا هم داره صادر میشه. این نگرانی به این دلیل رخ میده که بنابر پیش بینی‌ها آمریکا تا سال ۲۰۴۰ دیگه اکثریت سفیدپوست نخواهد داشت.
دومین مایه اضطراب راست گراها اسلام‌هراسیه، مخصوصا بعد از حملات ۱۱ سپتامبر و اینکه جامعه نسبت به پذیرش مسلمانان آمریکایی به عنوان بخشی از جامعه واکنش مثبتی نشون میده
سومین مایه نگرانی راست گراها ترس از مهاجرت، به‌ویژه مهاجرت از کشورهای مسلمان‌نشین مثل سوریه است.
چهارمین دلیل نگرانی راست گراها ترس از تضعیف مردانگی سنتی و چالش‌هایه که فمینیسم علیه نقش‌های جنسیتی مرسوم ایجاد کرده
پنجمین مایه نگرانی راست گراها ترنس‌هراسی و هم‌جنس‌هراسیه که در واکنش به افزایش هویت‌های جنسیتی نوظهور مثل افراد ترنس و نان‌باینری. نان باینری‌ها اگر نمی دونید کسانی هستن که خارج از چارچوب مرد و زن که به صورت سنتی تعریف شده خودشونو قرار میدن یا خودشون رو هر دو میدونن یا هیچکدوم.
ششمین مایه نگرانی راست گراها ترس از وجود توطئه‌ای یهودی گسترده است که کنترل رسانه‌ها را در دست دارن
هفتمین نگرانی راست گراها نگرانی از تسلط «مارکسیسم فرهنگی» بر نهادهای مدنی و آموزشیه که منظورشون همون مکتب فرانکفورت و نظریه انتقادیه که به نظر اونا این مکتب بر فرهنگ عامه و گفتمان عمومی مسلط شده
و در نهایت هشتمین ترسشون، ترس از فروپاشی اخلاق و ارزش‌های سنتیه که نخبگان لیبرال و گلوبالیستی مثل کلینتون و سوروس نماینده‌ اشن، بعضیا معتقدن این نخبه ها خدایان پاگانی رو می‌پرستن و کودکان رو قربانی می کنن.

پژوهشگران عوامل گوناگونی را شناسایی کردن که می‌تونن به رشد نظریه‌های توطئه دامن بزنن. ریچارد هُفستاتر تاریخ‌نگار آمریکایی، از یه چیزی حرف میزنه به اسم «سبک پارانویایی» یا ذهنیت پارانویایی، ذهنیتی که به‌طور مداوم در گفتمان سیاسی آمریکا دیده می‌شه. هُفستاتر متوجه میشه که بخشی از جمعیت آمریکا، جهان را در چارچوبی آخرالزمانی و مطلق‌گرا درک می‌کنن؛ چارچوبی که از درگیری‌های طبقاتی، قومی و مذهبیِ نهادینه‌شده در فرهنگ آمریکایی سرچشمه می‌گیره.
با این‌ حال، پژوهشگران دیگر نشان داده‌اند که گاهی صرفاً اختلال در جریان اطلاعات درون یک جامعه می‌تونه باعث گسترش نظریه‌های توطئه بشه، یعنی اگه فردی تنها در معرض اطلاعاتی قرار بگیرد که نظریه‌های توطئه را تأیید می‌کنند، احتمال بیشتری وجود دارد که اون‌ها رو باور کند. این موضوع به‌ویژه در شرایطی اهمیت داره که رسانه‌های راست افراطی بارها و بارها نظریه‌های توطئه رو تکرار می‌کنن، حتی زمانی که این نظریه‌ها بارها رد شده‌اند.

فارغ از اینکه این نظریه‌ها چطور یا چرا گسترش پیدا می‌کنن، می‌تونن اثرات منفی زیادی داشته باشن. مثلا مواجهه با نظریه‌های توطئه درباره گرمایش جهانی می‌تونه باعث کاهش تلاش فرد برای کاهش اثرات زیست‌محیطی بشه، و مواجهه با نظریه‌های ضد واکسن می‌تونه باعث شه تمایل افراد برای انجام واکسیناسیون کم بشه که همین الان شده مخصوصا تو آمریکا و البته در دوره کرونا هم شاهد فعالیت‌های سنگین این عده بودیم.
اما شاید نگران‌کننده‌ترین بخش ماجرا این باشد که سازمان‌های تروریستی و رژیم‌های اقتدارگرا خیلی زیاد و مدام از نظریه‌های توطئه به عنوان ابزار تبلیغاتی استفاده می‌کنن. اما این نظریه‌های توطئه در جوامع دموکراتیک هم فت و فراوون پیدا میشه مثلا میگفتن ویروس کرونا از طریق آنتن‌های 5g پخش میشه، یا قضیه فرود آمریکا به ماه رو جعلی میدونن یا حتی از اون عجیب تر میگن که پرنده ها وجود خارجی ندارن و همشون پهبادن.

رسانه‌های جمعی، با اینکه میدونن این نظریه‌ها ممکنه باعث اتفاق های ناخوشایند بشن اما نمی تونن از جذابیت این نظریه ها بگذرن. خود من هم گاهی غرق خوندن مطالب اینا میشم مخصوصا اونایی که به تمدن‌های باستانی اشاره دارن، حتی استدلال‌های زمین تخت باوران هم جالب و سرگرم کننده ان که چطور یه سری‌ها خیلی جدی میتونن برای چیزی که از اساس با عقل جور درنمیاد استدلال بیارن. رسانه ها از این جذابیت استفاده میکنن و پول به جیب می زنن. شبکه‌های تلویزیونی برنامه‌هایی با عنوان «مستند» درباره نظریه‌های توطئه پخش می‌کنند بدون اینکه به‌طور کامل اونا رو رد کنن. در سال ۲۰۱۱، زمانی که دونالد ترامپ نظریه «تولد بیرون از آمریکا» رو درباره باراک اوباما مطرح کرد، رسانه‌هایی چون CNN و فاکس نیوز این ادعاها را به‌طور گسترده پوشش دادند.

در چنین فضایی، یک صنعت کامل حول محور نظریه‌های توطئه و باورهای حاشیه‌ای شکل گرفته. الکس جونز، یکی از معروف‌ترین نظریه‌پردازان توطئه در آمریکا، یک امپراتوری رسانه‌ای ساخته که بر ترویج این باورها استوار است. منابع خبری دیگری هم در سال‌های اخیر ظهور کرده‌اند که کارشون القای غیرمستقیم نظریه‌های توطئه اس و از اطلاعات و داده های واقعی نتیجه های عجیب و غریب بیرون میکشن. در نتیجه، ما امروز با چرخه‌ای معیوب و نگران‌کننده در فضای رسانه‌ای روبه‌رویم. جوامع آنلاین به سمت منابعی که نظریه های توطئه رو ترویج میکنن روی میارن چون جذابه بعد این منابع ادعاهای جنجالی تولید می‌کنن، رسانه‌های جریان اصلی برای جذب مخاطب این ادعاها رو ترویج میکنن و همین باعث می‌شود افراد بیشتری در معرض این باورها قرار گیرند، و چرخه ادامه پیدا می‌کند.

قبلا هم یه اپیزود درباره نظریه توطئه در ایران منتشر کردم، قسمت پونزدهم پادکست با عنوان جستارهایی درباره تئوری توطئه در ایران که برای اطلاعات بیشتر می تونید به اون اپیزود هم مراجعه کنید.

اما بدون وجود اینفلوئنسرها عملا صدای این گروه‌ها به گوش کسی نمیرسه. از بین این گروه ها یعنی ترول‌های آنلاین، گیمرها، ایدئولوگ‌ها و نظریه‌پردازان توطئه بعضیا هستن که نفوذشون بیشتره و نقش ویژه‌ای در دست‌کاری رسانه‌ها ایفا می‌کنند. اونا در شبکه‌های ارتباطی افراط گراها نقش گره‌های کلیدی رو دارند و این قدرت رو پیدا می‌کنن که پیام‌هایی خاص رو برجسته کرده و باورهای حاشیه‌ای را به سطح رسانه‌های جریان اصلی بکشونن.

از جمله این افراد می‌توان به ریچارد اسپنسر اشاره کرد، رهبر سفیدبرترپندار مؤسسه سیاست ملی و سردبیر سایت altright.com، که زمانی یکی از فعالان ضد فاشیست جلوی دوربین با مشت زد تو صورتش. یا اندرو آنگلین، نویسنده وبلاگ Daily Stormer، که یکی از طراحان اصلی ترولینگ‌های جنبش آلت رایت با هدف جذاب ساختن نژادپرستی سفید برای نسل هزاره بود. یا مایلو یوناپولِس، شخصیت رسانه‌ای ضد فمینیست و ضد اسلام که پس از اظهاراتش درباره پدوفیلیا از سایت Breitbart اخراج شد. و همچنین اندرو «ویو» آورنهایمر، هکر و ترول اینترنتی بدنامی که استعدادهای خودش رو در خدمت تبلیغ ایدئولوژی‌های برتری نژاد سفید به کار گرفته.

این افراد اغلب به‌واسطه درک عمیق‌شون از شبکه های اجتماعی یا تکنیک‌های جلب توجه، به شهرت می‌رسن. وقتی این شهرت را به دست میارن، از خود این شهرت به‌عنوان ابزار پوشش بیشتر استفاده می‌کنن. اورنهایمر نمونه جالبیه، او پیش از شهرت رسانه‌ای‌اش، چهره‌ای شناخته‌شده در فرهنگ فروم های چن مثل فورچن بود و بین ترول‌ها شناخته شده. سال ۲۰۱۰، یه گروه هکری که ویو هم عضو اون بود یه آسیب‌پذیری بزرگ در وب‌سایت AT&T پیدا کرد و اطلاعات شخصی ۱۱۴ هزار مشترک رو افشا کردن. ویو تحت قانون جرایم رایانه‌ای آمریکا محاکمه و به ۴۱ ماه زندان محکوم شد. اما این پرونده بسیار جنجالی شد و ویو بین فعالان فناوری و حقوق دیجیتال برای خودش اسم و رسمی به هم زد.

ویو قبل این ماجرا بارها دیدگاه‌های هم‌جنس‌هراس، نژادپرستانه و یهودستیزانه رو بیان کرده بود، اما خیلی از اونا رو صرفاً به شوخی یا ترولینگ نسبت می‌دادن. بعد اینکه محکومیتش لغو و از زندان آزاد شد، ویو خال‌کوبی بزرگی از صلیب شکسته رو نشون داد و خودش رو رسماً طرفدار برتری نژاد سفید معرفی کرد. مدیر سایت Daily Stormer شد و مرتباً در آن سایت و پادکست‌های مرتبط با آن ظاهر میشه.

ویو به‌طور علنی از ترولینگ به‌عنوان ابزار تبلیغ نژادپرستی سفید بهره می‌گیره. برای نمونه، در سال ۲۰۱۵ از قابلیت توئیت‌های پروموت شده توییتر برای ترویج پیام‌های نژادپرستانه استفاده کرد. در سال ۲۰۱۶، چاپگرهای ناامن در چندین دانشگاه را هک کرد تا اعلامیه‌هایی ضد یهود و نژادپرستانه چاپ کنه. ویژگی نوآورانه این نوع حمله و حضور ویو در اون باعث شد پیام اصلی این حمله  که شاید فقط چند صد نفر اون رو دیدن پوشش رسانه‌ای بگیره و میلیون ها برابر تقویت بشه.

 در ده سال گذشته بغیر از اینفلوئنسرها شبکه‌ای گسترده از وب‌سایت‌ها و وبلاگ‌های خبری راست افراطی شدیداً حزبی در ایالات متحده شکل گرفته که به تقویت جریان افراطی راست گرا کمک می کنن. با اینکه راست افراطی آمریکا ید طولایی در استفاده از رسانه‌های نوظهور داره مثل رادیو ضد کمونیست دهه ۱۹۵۰، اما شبکه فعلی خیلی فراتر از شبکه ای مثل فاکس‌نیوز عمل می‌کنه. در مرکز این اکوسیستم جدید، وب‌سایت «برایت بارت» قرار داره، همراه با سایت‌هایی چون «دیلی کالر»، «گیت‌وی پاندیت»، «واشینگتن اگزمینر»، و امثال اون. خیلی از این سایت‌ها همین چند سال اخیر به وجود اومدن. بعضی از این رسانه‌ها تو دسته راست خفیف قرار می‌گیرن؛ یعنی رسانه‌هایی که بعضی از گفتمان‌های راست افراطی را تکرار می‌کنند اما عمداً از گفتن باورهای افراطی‌تر پرهیز می کنن.

در جریان انتخابات ۲۰۱۶، خیلی از این سایت‌ها مقالاتی در حمایت از دستور کار دونالد ترامپ منتشر کردن؛ از جمله سخنان ضد مهاجرت، نظریه‌های توطئه درباره ایمیل‌های کلینتون و نگرانی‌هایی درباره بنیاد کلینتون. پژوهش‌ها نشون می‌دن که حامیان کلینتون عمدتاً اخبارشون رو از منابع جریان اصلی مثل نیویورک تایمز و واشینگتن پست دریافت می‌کردند، اما طرفدارای ترامپ بیشتر در معرض همین شبکه راست افراطی قرار داشتند که پر بود از اطلاعات نادرست، شایعه، تئوری‌های توطئه، و حمله به رسانه‌های رسمی.

مطالعه‌ای از سوی بازفید Buzzfeed نشان داد که در زمان انتخابات ۲۰۱۶، مقالات منتشرشده از سوی رسانه‌های فرا-حزبی، بازخورد بیشتری در فیسبوک ایجاد کردن تا مقالات رسانه‌های اصلی. از بین ۲۰ مقاله‌ای که بیشترین بازخورد را در آن دوران داشتند، ۱۷ تاش یا در حمایت از ترامپ بودن یا علیه کلینتون.

بِنکلر و همکارانش رسانه‌های فرا-حزبی را این‌طور توصیف می‌کنن: «ترکیبی از واقعیت‌های بی‌زمینه، دروغ‌های تکرارشونده، و پرش‌های منطقی که در نهایت دیدگاهی به‌شدت گمراه‌کننده از جهان ارائه می‌دهند». این رسانه‌ها الزاماً خبر جعلی یا (fake news) نیستند، بلکه نوعی پروپاگاندای مبتنی بر جهان‌بینی ایدئولوژیک به حساب می‌آن.

و اما آخرین دسته که می تونن رسانه ها رو دستکاری کنن و می کنن سیاستمدارهان، در انتخابات ۲۰۱۶ آمریکا، سیاستمداران نقش پخش کننده خیلی از ایده‌های ذکرشده تا اینجا رو برعهده داشتن. مثلا دونالد ترامپ، از مدت‌ها پیش به عنوان نظریه‌پرداز توطئه شناخته می‌شد. مشهورترین مورد، حمایت او در سال ۲۰۱۱ از این نظریه بود که باراک اوباما واقعاً در ایالات متحده متولد نشده است. در کنار اینا ترامپ سال‌هاست که به‌صراحت نظریه‌های ضد واکسن رو تبلیغ میکنه.

در طول رقابت‌های انتخاباتی، ترامپ مکرراً نظریه‌های توطئه‌ای را تکرار می‌کرد که در حالت عادی فقط در حاشیه فضای راست افراطی مطرح می‌شدند. ادعاهای ترامپ مستقیماً از منابعی مثل الکس جونز می‌اومدن. وقتی این ادعاها از زبان یه چهره عمومی و نامزد ریاست‌جمهوری شنیده میشد، رسانه‌های جریان اصلی هم مجبور بودن پوششش بدن. به همین شکل یه نظریه توطئه می‌تونست ظرف چند هفته از حاشیه به صدر خبرهای شبکه‌های خبری اصلی برسه. حتی اگه رسانه‌های جریان اصلی با حیرت یا انزجار این نظریه‌ها رو بازتاب میدادن بازم باعث می‌شد که میلیون‌ها نفر در معرض اون قرار بگیرن. 

هیلاری کلینتون تلاش کرد با مرتبط کردن ترامپ با این ایده‌های حاشیه‌ای، مشروعیتش رو بین جمهوری‌خواهان میانه‌رو زیر سؤال ببره. اما همین که به این ایده‌ها اشاره کرد، به این ایده ها مشروعیت داد و باعث شد که دیده بشن. برای مثال، کلینتون در نطقی در نوادا گفت که ترامپ در حال ترویج «نظریه‌های تاریک توطئه‌ است که مستقیماً از صفحات مجله‌های زرد سوپرمارکتی و اعماق تاریک اینترنت گرفته شده‌اند» و او را متهم کرد به «بازنشر گفته‌های طرفداران برتری نژاد سفید».

او به‌صراحت از الکس جونز و استیو بنن از سایت برایت بارت اسم برد و نتیجه گرفت: «این محافظه‌کاری‌ای نیست که می‌شناختیم. این جمهوری‌خواهی‌ای نیست که می‌شناختیم. این‌ها ایده‌های نژادی، ضد مسلمان و ضد مهاجر، و ضد زن‌اند – همگی عناصر کلیدی ایدئولوژی نژادپرستانه‌ نوظهوری به نام آلت-رایت هستند.»

کلینتون با نام بردن از آلت-رایت به عنوان یک رقیب مهم، به شکلی ناخواسته اهمیت اونا را تثبیت کرد. همین‌طور وقتی برای اشاره به حامیان ترامپ که «نژادپرست، جنسیت‌زده، همجنس‌گراهراس، بیگانه‌هراس، اسلام‌هراس» بودن از اصطلاح «سبد فاجعه‌بارها» (basket of deplorables) استفاده کرد، بسیاری از این حامیان با افتخار این برچسب رو پذیرفتن.

ستاد کلینتون حتی یادداشتی منتشر کرد درباره نماد قورباغه «پیپه»، که اون رو نمادی نژادپرستانه و «تاریک‌تر از آنچه فکر می‌کنید» توصیف کرد. این حرکت کاربران فروم‌هایی چون ۴چن رو خیلی خوشحال کرد، چرا که این حرکت رو مصداقی از «جادوی میم» و نشونه‌ای از تأثیرگذاری خودشون تلقی کردن.

خب به پایان معرفی گروه ها و افرادی که می‌تونن رسانه ها رو دستکاری کنن رسیدیم. بخوام تیتروار نام ببرم این گروه ها و افراد شامل ترول‌ها، گیمرگیت‌ها، طرفداران حقوق مردان، راستگراهای افراطی یا آلت رایت، نظریه پردازان توطئه، اینفلوئنسرها و سیاستمداران میشد. حالا باید بریم سراغ اینکه اینا کجای اینترنت فعالن. همین الان تا حدود زیادی جواب این سوال رو میدونین ولی من باز تکرارشون می کنم.

رسانه‌های اجتماعی و مشارکتی، نقش کلیدی در دستکاری رسانه‌های جریان اصلی دارند. این رسانه‌ها به افرادی با دیدگاه‌های حاشیه‌ای اجازه می‌دن همدیگه رو پیدا کنن و در تولید محتوا و پخش اطلاعات همکاری داشته باشند، و نظراتی را به اشتراک بگذارند که در زندگی روزمره‌شون نمی تونن بگن. یعنی توی اینترنت و به صورت ناشناس خیلی حرفا رو میشه زد که در زندگی واقعی و در تعامل با دوستان و خانواده نمیشه. این رسانه های اجتماعی و مشارکتی شامل وبلاگ ها و وب سایت ها، انجمن ها و پیام رسان‌ها، دیسکورد، شبکه های اجتماعی رسانه‌های جریان اصلی و این جور فضاهاست. که در ادامه به بعضی از مهمترین هاش اشاره می کنم. 

تعدادی وب‌سایت و وبلاگ ایدئولوژیک‌محور به قطب‌های اطلاعاتی مهمی برای جناح راست افراطی تبدیل شده‌اند. برای مثال، وب‌سایت Infowars متعلق به الکس جونز، یکی از منابع تأثیرگذار برای نظریه‌پردازان توطئه است. یا وبلاگ Return of Kings متعلق به «روش وی»، به منبعی حیاتی برای بسیاری از اعضای جنبش «حقوق مردان» تبدیل شده است. در بخش نظرات و انجمن‌های این وب‌سایت‌ها، گاهی جوامعی خاص شکل می‌گیرند. وب‌سایت نئونازی The Daily Stormer، گروهی از خوانندگان و مفسران را به خود جذب کرده که اسم خودشون رو گذاشتن «ارتش ترول‌های استورمر» یا فقط «استورمرها». این جامعه اغلب بنا به درخواست بنیان‌گذار سایت، اندرو آنگلین، اقداماتی انجام می‌دهن (که اغلب شامل کارزارهای آزار و اذیت آنلاین است).

بسیاری از این وب‌سایت‌ها با همدیگه تعاملات گسترده‌ای دارند: به همدیگر لینک می‌دهند، با محتوای همدیگه درگیر می‌شن و از هم نقل قول می‌کنن. اما همزمان، خود را در تقابل با همدیگه هم تعریف می‌کنن. برای مثال، وقتی که وب‌سایت «برایتبارت» (که در دسته‌ی آلترناتیو راست خفیف) در اسرائیل دفتری باز کرد، استورمرها بخش نظرات آن را با عملیاتی به نام «عملیات کیک‌بارت» (Operation: Kikebart) به اشغال خودشون درآوردن.

فضاهای آنلاین بسیاری برای بحث درباره‌ی ایده‌های راست افراطی وجود دارن. برخی از این فضاها عبارت‌اند از:

  • My Posting Career: یک انجمن بر پایه‌ی برتری نژاد سفید با پست‌هایی بسیار طعنه‌آمیز و خودبرتربینانه و نگاهی تحقیرآمیز به کاربران چن‌ها و جنبش حقوق مردان.
  • انجمن‌ها و بخش نظرات وب‌سایت‌هایی مانند Right Stuff و The Daily Stormer
  • انجمن‌های خاصی در ردیت، به‌ویژه «the_donald» (یک ساب‌ردیت طرفدار ترامپ که بسیاری از میم‌های چن‌ها را به جریان اصلی وارد کرد) و رد پیل که مرکز فعالیت حقوق مردان و پیک‌آپ آرتیست‌هاست

مرکز سازمان‌دهی سبک چن راست افراطی، بخشی از سایت 8chan به نام /pol/ است. این انجمن نتیجه شکاف ایدئولوژیک میان کاربران 4chan در فاصله‌ی سال‌های ۲۰۰۸ تا ۲۰۱۶ است. 4chan در سال ۲۰۰۳ نقطه‌ی شروع جنبش هکتیویستی «ناشناس» (Anonymous) بود. هکتیویست ها هم کسانی هستن که با کمک هک میخوان پیام سیاسی یا اجتماعی خودشون رو به گوش دیگران برسونن مثل همون اکتیویست اما با ابزار هک، این هکرهای آنینوموس در واقع جز این دسته ان. در سال ۲۰۰۸، این جنبش علیه کلیسای ساینتولوژی کمپین موفقی راه انداخت. اعضای ناشناس پس از این کمپین عمدتاً از 4chan فاصله گرفتند و به فضاهای خصوصی‌تری مثل IRC و Jabber مهاجرت کردند. این خروج، نوعی خلأ ایدئولوژیک در چن‌ها به‌جا گذاشت، چرا که «اخلاق‌گراها» (moralfags) که از قدرت ترولینگ برای فعالیت‌های اصول‌محور و اخلاقی استفاده می‌کردند، صحنه را ترک کرده بودن.

در سال ۲۰۱۱، مؤسس 4chan با نام مستعار «موت» (moot) به دلیل انتشار نظرات نژادپرستانه، برد خبری سایت (/n/) را حذف و به جای اون، تالار /pol/ را برای بحث‌های سیاسی ایجاد کرد. در این انجمن مطالب به‌شدت زننده حتی در مقایسه با استانداردهای خود 4chan مورد بحث قرار می گرفت اون هم با کاربرانی که اغلب به جریان alt-right تعلق دارند و نشانه‌هایی از بیگانه‌هراسی، محافظه‌کاری اجتماعی، نژادپرستی، و به‌طور کلی، نفرت را از خودشون بروز می‌دهند. هدف از ایجاد بخش /pol/ این بود که مدیران سایر بخش‌های 4chan، کاربران نژادپرست را به اونجا هدایت کنن تا محتوای نژادپرستانه در دیگر بخش‌ها کمتر دیده بشه

چند سال بعد، 4chan به یکی از مراکز اصلی سازمان‌دهی Gamergate تبدیل شد که قبلا درباره اش صحبت کردیم. این مسئله باعث ناراحتی مؤسس 4chan شد و اونم اومد بحث درباره گیمرگیت رو ممنوع کرد. در نتیجه، کاربران گیمرگیت هم به 8chan مهاجرت کردند؛ کلونی از 4chan که صراحتاً جایگزینی آزادتر از فورچن بود. گفتار نفرت‌پراکنانه و ایدئولوژی‌های افراطی در 8chan شکوفا شد، چرا که دیگر صدای معتدل‌تر 4chan در اون حضور نداشت. امروز هر دو تالار /pol/ در 4chan و 8chan فعال هستند، اما کاربران /pol/ در 8chan کاربران 4chan را «newfags» (کاربران تازه‌کار) و «shills» (نفوذی‌های مغرض) می‌نامند.

چندتا وب‌سایت دیگه هم مثل 8chan برای بحث‌هایی طراحی شده‌اند که در سایت‌های جریان اصلی ممنوع شده‌اند. مثل Voat که یک کلون ردیته که خودش رو «جایی برای آزادی بیان» معرفی می‌کند. شعار این سایت اینه که «هیچ موضوع قانونی‌ای نباید از دایره‌ی بحث خارج باشد». افراد فعال در ساب‌ردیت‌هایی که الان در Reddit بسته شدند مثل Pizzagate و Fatpeoplehate به Voat مهاجرت کردن که هیچ مقرراتی برای اهانت‌های نژادی، حملات سازمان‌یافته یا گفتار نفرت‌آمیز ندارد. سایت بعدی Gab.ai که کلونی از توییتره که فقط با دعوت عضو می‌پذیره و گرایشی راست‌گرایانه داره. گب در قوانین جامعه‌ی خودش می‌نویسه: «ماموریت گب، اولویت‌دادن به مردم و آزادی بیان است. ما معتقدیم تنها شکل معتبر سانسور، انتخاب شخصی هر فرد برای عدم شرکت است.»

بیشتر این سایت‌ها ناشناس یا با نام مستعار فعالیت می‌کنند، اما با اعلام صریح خود به عنوان پایگاه‌های سازماندهی راست افراطی، پناهگاه‌هایی امن برای چنین گفتگوهایی فراهم می‌کنند.

مکان بعدی اپلیکیشن دیسکورده، یک اپلیکیشن چت صوتی و متنی که ابتدا برای بازی‌های چندنفره آنلاین طراحی شده بود، اما به‌سرعت در میان کاربران با دغدغه‌های مختلف سیاسی محبوب شد. این برنامه شباهت زیادی به اپ‌هایی مانند Slack داره و نه‌تنها بحث، بلکه همکاری گروهی رو هم تسهیل می‌کنه. هرچند کاربران با دیدگاه‌های سیاسی متنوع از دیسکورد استفاده می‌کنند، اما این پلتفرم میزبان گروه‌های بزرگیه که به دونالد ترامپ، مارین لوپن، گروه‌های ضدکمونیست و دیگر اهداف راست افراطی اختصاص دارند.

وب‌سایت‌های اصلی شبکه‌های اجتماعی مثل توییتر، فیسبوک و یوتیوب هم ابزارهایی کلیدی برای اعضای راست افراطی هستن تا پیام‌های افراط‌گرایانه خودشون رو به تعداد زیادی از مخاطبان منتقل کنند و موضوعاتی رو برای پوشش رسانه‌ای مطرح کنند. در فیسبوک، گروه‌های خصوصی میم‌هایی را به اشتراک می‌گذارند که بعدتر از طریق شبکه‌های شخصی کاربران دست‌به‌دست می‌شن. همچنین فیسبوک فضای مرکزی انتشار اطلاعات نادرسته، چرا که محل فعالیت سازمان‌های خبری بسیار جانبدارانه و تولیدکنندگان «اخبار جعلی» به‌شمار می‌ره. اگه یادتون باشه در فضای فارسی هم این میم ها خیلی زیاد شده بود یه دوره ای که تصویر سر یه آدم بود که می خندید و اینا. عکسش رو تو شبکه های اجتماعی پادکست می گذارم حتما دیدینش.
اعضای راست افراطی غالباً از ویژگی «موضوعات داغ» در توییتر سوءاستفاده می‌کنند تا داستان‌ها یا پیام‌های خاصی را تقویت کنند. یوتیوب هم بستری در اختیار نظریه‌پردازان توطئه و گروه‌های حاشیه‌ای قرار می‌ده تا ویدیوهایی تأثیرگذار و جذاب درباره موضوعاتی عجیب و جنجالی تولید کنند. در بخش انتهایی همین مجموعه پادکست، به نمونه‌هایی از نحوه استفاده راست گراهای افراطی از این شبکه های اجتماعی جریان اصلی برای پخش پیامشون در بین مردم اشاره میکنم.

خب تقریبا میشه گفت بخش اول این مجموعه تموم شد. تا الان یه فاز آشنایی رو طی کردیم از گروه های حاشیه‌ای گفتم که میتونن رسانه‌های جریان اصلی رو دستکاری کنن تا پیام خودشونو به گوش دیگران برسونن. و از اون طریق ذهن ما رو دستکاری کنن تا نژادپرست بشیم، به تئوری‌های عجیب و غریب باور داشته باشیم، هر خبر عجیب و غریب و هر شایعه‌ای رو خیلی راحت باور کنیم و با ترس‌هامون کنترل بشیم.

هنوز کار زیادی مونده توی مقدمه قدم های بعدی رو گفتم، بعد از تکمیل اونا میریم سراغ اینکه چه باید کرد؟ امیدوارم که تا اینجا از مطالبی که ارائه شد استفاده برده باشین.

توضیحات تکمیلی
فصل

فصل ششم

نظرات (0)
امتیاز 0 از 5
0 نظر
امتیاز 5 از 5
0
امتیاز 4 از 5
0
امتیاز 3 از 5
0
امتیاز 2 از 5
0
امتیاز 1 از 5
0

نقد و بررسی‌ها

Clear filters

هنوز بررسی‌ای ثبت نشده است.

اولین کسی باشید که دیدگاهی می نویسد “دستکاری در رسانه‌ها قسمت چهارم: نظریه‌پردازان توطئه و دیگران” لغو پاسخ

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

همچنین ممکن است دوست داشته باشید;

خلاصه کتاب جستارهایی درباره‌ تئوری توطئه در ایران
پیش نمایش

قسمت پانزدهم: جستارهایی درباره تئوری توطئه در ایران

پادکست, تاریخ, جامعه شناسی, سیاست
امتیاز 0 از 5
ادامه مطلب

    محصولات مرتبط

    پیش نمایش

    نوشته روی سنگ قبر، بررسی موسیقی Epitaph

    پادکست, تاریخ, جامعه شناسی, فلسفه سیاسی, موسیقی
    امتیاز 5.00 از 5
    (1)
    ادامه مطلب
    معرفی دوازده کتاب سال 1403
    پیش نمایش

    ۱۲ کتابی که باید خوند.

    ادبیات, تاریخ, توسعه فردی, جامعه شناسی, روانشناسی, زندگینامه, سیاست, فلسفه, فلسفه سیاسی, یوتیوب
    امتیاز 0 از 5
    ادامه مطلب
    سوفسطایی‌ها: حکمت‌پیشه‌هایی بدنام یا معماران علوم انسانی؟
    پیش نمایش

    سوفسطایی‌ها: حکمت‌پیشه‌هایی بدنام یا معماران علوم انسانی؟ قسمت نهم فلسفه سیاسی

    سیاست, فلسفه, فلسفه سیاسی, یوتیوب
    امتیاز 0 از 5
    ادامه مطلب
    فلسفه سیاسی
    پیش نمایش

    فلسفه سیاسی قسمت دوم: ایسونومی، دموکراسی، استبداد، جباریت

    سیاست, فلسفه, فلسفه سیاسی, یوتیوب
    امتیاز 0 از 5
    ادامه مطلب
    کاور اپیزود کتاب انقلاب نوشته هانا آرنت
    پیش نمایش

    اپیزود شصت و ششم: انقلاب قسمت پنجم

    پادکست, تاریخ, جامعه شناسی, فلسفه سیاسی
    امتیاز 0 از 5
    (2)
    ادامه مطلب
    کاور اپیزود کتاب انقلاب نوشته هانا آرنت
    پیش نمایش

    اپیزود شصت و پنجم: انقلاب قسمت چهارم

    پادکست, تاریخ, جامعه شناسی, فلسفه سیاسی
    امتیاز 0 از 5
    ادامه مطلب
    کاور اپیزود کتاب انقلاب نوشته هانا آرنت
    پیش نمایش

    اپیزود شصت و چهارم: انقلاب قسمت سوم

    پادکست, تاریخ, جامعه شناسی, فلسفه سیاسی
    امتیاز 0 از 5
    ادامه مطلب
    کاور اپیزود کتاب انقلاب نوشته هانا آرنت
    پیش نمایش

    اپیزود شصت و سوم: انقلاب قسمت دوم

    پادکست, تاریخ, جامعه شناسی, فلسفه سیاسی
    امتیاز 0 از 5
    ادامه مطلب
      تمام حقوق مادی و معنوی این سایت محفوظ است. استفاده از مطالب این سایت با ذکر منبع بلامانع است.
      بستن
      • صفحه اصلی
      • یوتیوب
      • پادکست
      • بلاگ