نمایش 85–94 از 94 نتیجهمرتبسازی بر اساس جدیدترین
اپیزود دوازدهم: جامعهشناسی نخبهکشی
آیا تغییر و اصلاح در ساخت و بافت جوامع به دست نخبگان و از بالا انجام میشود یا بر اثر تحول در زمینه و بستر اجتماعی و از پایین؟ در دو سدهی اخیر برخی از نخبگان سیاسی ایران میخواستهاند در ساخت و بافت جامعهای که بر صدر آن قرار میگرفتهاند اصلاحاتی بکنند و تغییراتی دهند، گرچه اینان در وجدان تاریخی توفیقاتی بهدست آوردند و نامشان به نیکی بر صفحهی روزگار برجا ماند اما خود قربانی خواستها و بستر نامساعد اجتماعی شدند. نمونهی بارز آن میرزاتقیخان امیرکبیر است و پیش از او میرزا ابوالقاسم قائممقام و پس از او دکتر محمد مصدق. این سه تن نه در خواست و اراده تنها بودند و نه در نتیجهای که عایدشان شد. در این کتاب عوامل و عوارض درونی و بیرونی و روشهای بیرون راندهشدن اینان از گود بررسی و سعی شده است عوامل و موانع توسعهی سیاسی و اجتماعی ایران شناخته شود.
اپیزود یازدهم: سرچشمههای دانایی و نادانی
راه حل مسئله خود باعث بوجود آمدن مسائل دیگر میشود، هرچه دانش ما بیشتر میشود شناخت نادانی ما هم بیشتر میشود، ما همه در نادانی بیپایان خود با هم برابریم.
اپیزود دهم: کودتا (قسمت پایانی)
سند ویلبر فارسی، سند ویلبر انگلیسی، قرارداد دارسی
انجام هر کاری نیاز به برنامهریزی و مقدمه چینی دارد. ساقط کردن دولتی که در اوج قدرت بود و حمایت تودهها را داشت کار آسانی نبود.
اپیزود نهم: کودتا (قسمت دوم)
سند ویلبر فارسی، سند ویلبر انگلیسی، قرارداد دارسی
ملی شدن زمینه ساز مبارزهای بود که فقط یک برنده داشت، برای مصدق و ایران، ملی شدن به معنی حاکمیت ملی و در نظر بریتانیا و شرکت نفت ایران و انگلیس ملی شدن، از دست دادن حاکمیت غرب بر نفت بود.
اپیزود هشتم: کودتا (قسمت اول)
سند ویلبر فارسی، سند ویلبر انگلیسی، قرارداد دارسی
چهل سال است که ایران و آمریکا دشمن یکدیگر هستند. بخش عمده این خصومت برمیگردد به ماجرای کودتای 28 مرداد 1332 که طی آن CIA دولت مردمی دکتر مصدق را سرنگون کرد و زمینه را برای دیکتاتوری محمدرضا شاه فراهم کرد.
اپیزود هفتم: در ستایش شرم
رنگ شرم سرخ است. رنگ خشم و عصیان، در تجربه حس شرم، سرخی بخاطر خشم و تمایل به عصیان علیه خود است. خود چه در مقام فرد یا در مقام یک ملت، از همین رو چه کمیاب است این سرخی مخصوصا برای ما ایرانیها که از نقد خود گریزانیم.
اپیزود ششم: افسانه سیزیف
اگر این افسانه ناراحت کنندهاست به این خاطر است که قهرمانش آگاه است، به همین شکل امروزه کارگری که تمامی روزهای زندگیاش را کار میکند سرنوشتی مشابه سیزیف دارد و وقتی زندگیاش اندوهبار میشود که به آگاهی برسد و این آگاهی بسیار کمیاب است.
اپیزود چهارم: تراژدی تنهایی
مصدق آدم عجیبی بود، با سری کاملا تاس و بینی درازش سوژهی خوبی برای کاریکاتوریستها بود، یک دهه پیرتر از سنی که داشت به نظر میرسید و ایران را که کشوری بزرگ و پیچیده بود، پیژامه به پا اداره میکرد.
اپیزود سوم: غروب بتها
ما مردم مدرن با خویشتننوازی و نوعدوستی پر اشتیاقمان، با فضیلتهای پُرکاریمان، با بیادعاییمان، با قانونشناسیمان، با علمیتمان – انبارنده و صرفهجو و ماشینوار- دورانی کمتوان میسازیم.
اپیزود دوم: چرا ادبیات؟
ادبیات، عشق و تمنا و رابطهی جنسی را عرصهای برای آفرینش هنری کرده است، در غیابِ ادبیات، اروتیسم وجود نداشت، عشق و لذت و سرخوشی بیمایه میشد و از ظرافت و ژرفا و آن گرمی و شوری که حاصل خیالپردازیِ ادبی است بیبهره میماند.