نمایش 61–72 از 97 نتیجهمرتبسازی بر اساس جدیدترین
اپیزود سی و هفتم: وضع بشر-قسمت آخر
فعالیت تفکر به اندازه خود زندگی بی وقفه و مکرره و این سوال که آیا تفکر معنایی داره مثل پرسش از معنای زندگی، معمای بیجوابیه.
اپیزود سی و ششم: وضع بشر-قسمت دوم
در حقیقت آرنت عمل و سخن رو وجه تمایز انسان با حیوان میدونه و میگه ما با کلام و کردارمون وارد جهان بشری میشیم. این ورود مثل زحمت به خاطر ضرورت و مثل کار بخاطر فایده نیست
اپیزود سی و پنجم: وضع بشر-قسمت اول
آرنت در این کتاب بدیهیترین دریافتهای ما رو به چالش میکشه و جاهایی حتی خوانندهاش رو آزار میده، آرنت از ما دعوت میکنه به آنچه میکنیم فکر کنیم.
اپیزود سی و چهارم: فقط روزهایی که می نویسم
در انقلاب صنعتی که کوچکترین علائم تمارض، تهدیدی آشکار برای نظام کاپیتالیستی به شمار میرفت، تعبیر تنبلی به عنوان یک گناه سکولار بیشترین قوت را پیدا کرد. کسی که کار نمیکرد، تولیدی نداشت و کسی که تولیدی نداشت انگل بود.
اپیزود سی و سوم: اقتصاد و امنیت
دکتر علینقی عالیخانی یکی از مهرههای اصلی و بسیار تاثیرگذار در رشد اقتصادی دهه 40 ایران بود، دههای که ایران به طور میانگین شاهد رشد اقتصادی سالانه 11 درصد و تورم 2.5 درصدی بود و سریعترین رشد اقتصادی در جهان رو بین سالهای دهه 60 میلادی تجربه کرد.
اپیزود سی و دوم: فقر احمق میکند
من در این کتاب نگاهی متفاوت به فقر مالی، فقر اجتماعی و گرفتاری انسانها دیدم که برخلاف دیدگاه مرسوم که غالبا فقر و تنگنای مالی رو ناشی از ناکارآمدی، بیارادهگی و بیمسئولیتی افراد فقیر میدونه، فقر و کمیابی رو نتیجه شرایطی میدونه که بوجود آورنده فقر و نتیجه فقر و کمیابی است.
اپیزود سی و یکم: مرشد و مارگاریتا
بولگاکف راه نجات جامعه بشری رو در عشق میبینه، ولند جز مرشد و مارگاریتا که عشق، پیونده دهنده اونهاست به هیچ کس رحم نمیکنه. عشق باعث میشه مارگاریتا با شیطان پیمان ببنده چون تنها راه رسیدن دوباره به معشوق رو در این پیمان میدونه و آگاهانه دست به انتخاب میزنه و در نهایت هم این عشق مارگاریتاست که مرشد رو نجات میده. همچون عشق گریتچن Gretchen به فاوست.
قسمت سیام: از فرانکلین تا لاله زار
«همایون صنعتی زاده مردی میان قامت و گندمگون بود. خوش بیان و خوشرو بود. هنگام سخن گفتن با هر چیزی که دم دستش بود، مداد و خودکار بازی میکرد. از دستهایش در سخن گفتن کمک میگرفت. دستهایش را باز میکرد، میبست، با ریشش که در اواخر عمر نمیتراشید، بازی میکرد. برخلاف دیگر آدمهای موفق، که غالبا غیرقابل تحملاند شیرین و صمیمی بود.»
قسمت بیست و نهم: قدرت بیقدرتان
نظام پساتوتالیتر در حقیقت یکی از صورتهای شکست انسان مدرن در مسلط شدن به اوضاع خودش است. در حقیقت ما نه با پادآرمانشهر”1984″طرفیم و نه با “دنیای قشنگ نو”، بلکه در طیفی از 1984 تا دنیای قشنگ نو گرفتاریم و این ضرورت مبارزه را بیشتر میکند
قسمت بیست و هشتم: این هم مثالی دیگر
والاس هم مثل کامو قهرمانش رو با ملال و روزمرگی مواجه میکنه، هیچ چیز به اندازه ملال و روزمرگی قدرت اینو نداره که ما رو با پوچی مواجه کنه. اتفاقی نیست که رمان ناتمام والاس درباره کساییه با زندگی کارمندی، چون هیچ چیزی به اندازهی کارمندی آبزورد، بیهدف، تکراری و ملال آور نیست.
قسمت بیست و هفتم: فرماندهی و نافرمانی
در این قسمت از پادکست خلاصه کتاب فرماندهی و نافرمانی را میشنوید، این کتاب از مجموعه تاریخ شفاهی و تصویری ایران انتخاب شده که به همت و تلاش حسین دهباشی و سازمان اسناد و کتابخانه ملی ایران و چند سازمان معتبر دیگر تهیه شده است.
قسمت بیست و ششم: کامو از سیزیف تا مرگ
در این قسمت از پادکست که بخش دوم از اولین قسمت ویژه پادکسته، درباره زندگی و آثار آلبر کامو میشنوید.