اپیزود پنجاه و هفتم: تکامل فرهنگی
چرا در بعضی جوامع بیگانههراسی، استبداد و قومگرایی حاکم است و در بعضی جوامع مدارای بیشتر با غیرخودیها، دموکراسی و برابریطلبی؟ چرا در بعضی جوامع برابری بیشتری بین زنان و مردان وجود دارد و در بعضی جوامع زنها فقط در نقشهای مادری، همسری و دختری فهم میشوند؟ این تفاوتهای فرهنگی ریشه در چه چیزی دارد؟ آیا ژنتیکی است؟ یعنی برخی جوامع ذاتا بردبارتر و دموکراسیخواهترند؟ اگر اینطور است چرا نرخ برابری در بین مردم کشورهای اسکاندیناوی که اجدادی خونریز و جنگطلب داشتند، بیشتر از مردم هند است که اصولا در طول تاریخ تمایلی برای کشورگشایی و غارت نداشتهاند؟ پس این تفاوتهای فرهنگی فقط ژنتیکی نمیتواند باشد. آیا این تفاوتها ریشه در سطح تحصیلات و معلومات آدمها دارد؟ اینجا هم میبینیم که اینطور نیست مثلا بن لادن تحصیلات عالیهای داشت و جمع زیادی از متخصصان را به خدمت گرفته بود. پس فقط سطح تحصیلات هم نمیتواند نشانگر این تفاوتها باشد. پس چه عاملی باعث این تفاوتهاست؟ دین؟ بله دین عامل مهمی است اما چه چیزی باعث تمایل مردم به دینداری است؟
اپیزود پنجاه و ششم: کار روشنفکری
امروزه بسیار گفته و شنیده میشود که ما روشنفکر نداریم یا فلان روشنفکر به روشنفکری خیانت کرده است یا اصطلاح روشنفکر دینی، اصطلاحی متناقض است و نمیتواند وجود داشته باشد. همه این اظهار نظرها تعریفی از روشنفکر را فرض میگیرند و بر مبنای آن تعریف حکم صادر میکنند. مثلا وقتی گفته میشود ما روشنفکر نداریم یا به روشنفکری خیانت شده تعریفی شبیه تعریف مرحوم شایگان به ذهن میآید که گفته بود: «مفهوم روشنفکر … مبتنی بر جهانبینی غربی است: استقلال فرد، قدرتی که از موازین عقل برمیخیزد، رسالت انسان در تغییر دادن عالم برای ساختن جهانی نو، بعبارت دیگر روشنفکر در برابر کلیه اموری که به نحوی از انحا مربوط به انسان و سرنوشت اوست تعهد ذاتی دارد.» مشکل این تعریف و تعریفهایی اینچنینی این است که تقریبا در مورد هیچکس صدق نمیکند. مثلا با این تعریف نه سارتر و نه داستایفسکی هیچکدام روشنفکر نبودند یا اگر بودند به روشنفکری خیانت کردهاند چون داستایفسکی که در آثارش مرتبا از عشق و آزادی دفاع میکرد در آثار ژورنالیستیاش بر طبل جنگ علیه عثمانی میکوبید یا سارتر که با حرارت بسیار از مبارزان الجزایری در برابر استعمار فرانسه حمایت میکرد، از حکومت جنایتکار استالین هم حمایت میکرد.. جناب بابک احمدی نویسنده کتاب به دنبال یافتن تعریفی از روشنفکری یا دقیقتر کار روشنفکری است که این مشکلات را نداشته باشد.
اپیزود پنجاه و پنجم: آینهای در دوردست
اروپا در آستانه قرن چهاردهم میلادی دو قرن بسیار خوب را پشت سر گذاشته بود از طرفی با گرم شدن زمین کشاورزی رونق بیشتری گرفته بود و از طرف دیگر با تمرکز قدرت سیاسی شاهد خیزشهایی در عرصه هنر، فناوری، معماری، آموزش، اکتشافات، بانکداری و دانشگاهها بود. جمعیت اروپا هم رو به افزایش گذاشته بود و ابزارهایی مثل قطبنما، ساعت مکانیکی، چرخ ریسندگی و دستگاه بافندگی و آسیابهای بادی و آبی به کار گرفته شده بودند. در شهرهای گوناگون دانشگاه ساخته شده بود و مسیحیت دو چهره داشت، یک چهره مهربان در موعظههای فرانچسکوی قدیس و چهرهی دیگر در سفاکی تفتیش عقاید.
اروپا میرفت که سرشار از امید قرن جدیدی را آغاز کند، اما قرن چهاردهم نقطه پایانی بود بر همه این امیدها، گویی آخرالزمان فرارسیده و اروپا در سایه سنگین مرگ فرو میرفت.
اپیزود پنجاه و چهارم: واژگونه خوانی استبداد ایرانی
در صد و پنجاه سال اخیر و در اغلب آثار نویسندگان و متفکران ایرانی که به علل عقب ماندگی ایران پرداختند، استبداد و استبدادزدگی نقش برجستهای دارد. در آثار این نویسندگان استبداد چنان تصویر شده که گویی از ازل بوده و تا ابد هست و چیزی است خارج از جامعه ایرانی و مسلط بر آن. استبداد علاوه بر عقبماندگی عامل اصلی خلقیات ناپسند مردم ایران نیز محسوب میشود. البته بسیاری از نویسندگان سعی کردهاند علت پیدایش استبداد در جامعه ایران را کشف کرده و توضیحی قابل قبول ارائه کنند. اما اکثر این تلاشها به این منجر شده که نشان دهند استبداد در ایران ریشههای پیشاتاریخی دارد. مسالهای که در اغلب این آثار نادیده گرفته شده این است که ما چه زمانی متوجه شدیم که استبداد باعث عقبماندگی ماست، در چه دورهای از تاریخ، نوع حکومت بر ایران تبدیل به مسئله شد؟ و چه عواملی در تغییر دیدگاه ما نسبت به حکومت موثر بودند، مسائلی که نویسنده کتاب واژگونه خوانی استبداد ایرانی درصدد پاسخگویی به آنهاست.
اپیزود پنجاه و سوم: هویت ایرانی
درک ما از هویت ایرانی با پیچیدگی همراه است، از طرفی خودمان را از نسل آریاییها میدانیم و تاریخمان را به بیش از 2500 سال عقب میبریم، به زمانی که اولین امپراتوری جهانی در زمان هخامنشیان بوجود آمد. و از طرفی دیگر بیش از 1400 سال است که با تمدن اسلامی پیوند خوردهایم. این دو درک متفاوت باعث بوجود آمدن دو دیدگاه متفاوت و البته متعصبانه شده. بعضی معتقدند که اسلام باعث انحطاط ایران بوده و باید به تمدن پیش از اسلام و شکوه امپراتوری ایران برگشت و از این طریق دوباره هویتمان را بازسازی کرد. و در مقابل عدهای دیگر تاریخ پیش از اسلام را کلا نادیده میگیرند و هویت اسلامی را جایگزین هویت ایرانی میکنند. در این بین هم کسانی هستند که تلاش دارند این دو دیدگاه متضاد را با هم آشتی و تعریفی ملی-مذهبی از هویت ایرانی به دست بدهند. دسته دیگری هم وجود دارند که اصولا مفهوم هویت ملی را جعل شده توسط حکومتها میدانند و قائل به هویت ملی برای هیچ کشوری نیستند و صرفا به قومیتها معتقدند. عدم توافق بر سر موضوع هویت ملی و هویت ایرانی احتمالا نشانهای است از وجود مشکلی عمیقتر، پرسشهای ما که هستیم و هویت ما چیست و از کجا میآید؟ وقتی جوابهایی تا این حد متناقض دریافت میکنند به این معناست که گفتگو و تعامل بین قشر الیت جامعه و البته در بین مردم وجود ندارد، که روز به روز به ایجاد فاصله بین مردم دامن زده و تکثر را نمیپذیرد.
اپیزود پنجاه و دوم: توتالیتاریسم-قسمت دوم
چیرگی تام تلاش دارد تا انسانها را به صورتی سازمان دهد که تکثر و تمایز نامحدودشان از بین برود و کل انسانیت، به صورت فردی واحد درآید.
اپیزود پنجاه و یکم: توتالیتاریسم-قسمت اول
با استعدادترین رهبران تودهای نه از بین تودهها بلکه از بین اوباش برخاستند که به دنبال حکومت اوباش نبودند یعنی قصد نداشتند که دیکتاتوری نظامی یا حکومتی استبدادی بنا کنند، بلکه به دنبال شیوه جدیدی از حکمرانی بودند که بر سازماندهی تودهها استوار بود.
اپیزود پنجاهم: آسیا در برابر غرب
کتاب آسیا در برابر غرب وقتی در سال 1356 منتشر شد بسیار مورد توجه روشنفکران و البته اقبال انقلابیون قرار گرفت. چون بحث داغ اون روزها بحث غربزدگی و تقصیر غرب در عقبماندگی ایران و آسیبشناسی تفکر غرب بود و مرحوم شایگان تحت تاثیر تفکرات هنری کربن و احمد فردید تلاش کرده بود در این کتاب به این مسائل بپردازد.
اپیزود چهل و نهم: کلنل پسیان
دقیقا صد سال از کشته شدن کلنل محمد تقی خان پسیان میگذرد، سرهنگ ژاندارمری که اگرچه در خانوادهای نظامی به دنیا اومد اما روحیهای حساس داشت، شعر میگفت، پیانو میزد و رسالهای درباره موسیقی به آلمانی نوشته بود. فردی که در بین عموم مردم بیشتر به عنوان اولین خلبان ایرانی شناخته شده است و زوایای دیگه زندگیاش مثل مجاهدتهاش در زمان جنگ جهانی اول یا تشکیل حکومتی نسبتا مستقل در خراسان یا حتی به عنوان رقیبی برای رضاخان کمتر در بین ما شناخته شده است.
اپیزود چهل و هشتم: پیرامون خودمداری ایرانیان
آیا میتوانیم در تحلیل جامعه ذرهای شده ایران از مولفههای فردگرایی غربی استفاده کنیم یا باید خاستگاه این جامعه ذرهای شده را در مفهومی خاص برای جامعه ایران جستجو کنیم؟ مفهومی که به زعم مولف کتاب خودمداری نام گرفته. موضوعی که در این قسمت پادکست به اون میپردازیم.
اپیزود چهل و هفتم: داستایوفسکی، پیامبر
در قسمت آخر ویژه نامه داستایفسکی به بررسی رمان برادران کارامازوف و ادامه زندگینامه داستایفسکی تا درگذشت این نویسنده بزرگ میپردازم، سالهایی که داستایفسکی به اوج شهرت و احترام میرسه و نقشی پیامبرگون برای ملتش ایفا میکنه.
اپیزود چهل و ششم: داستایفسکی، پیشگو
در قسمت پنجم ویژه نامه داستایفسکی به بررسی رمانهای شیاطین و جوان خام و داستان کوتاه رویای آدم مضحک پرداختم و ادامه زندگینامه داستایفسکی رو پی گرفتم، سالهایی که داستایفسکی به آرامشی نسبی میرسه، کمی از دغدغههای مالیاش کاسته میشه و خودش رو آماده میکنه تا بزرگترین اثرش رو خلق کنه.