اپیزود پنجاه و ششم: کار روشنفکری
امروزه بسیار گفته و شنیده میشود که ما روشنفکر نداریم یا فلان روشنفکر به روشنفکری خیانت کرده است یا اصطلاح روشنفکر دینی، اصطلاحی متناقض است و نمیتواند وجود داشته باشد. همه این اظهار نظرها تعریفی از روشنفکر را فرض میگیرند و بر مبنای آن تعریف حکم صادر میکنند. مثلا وقتی گفته میشود ما روشنفکر نداریم یا به روشنفکری خیانت شده تعریفی شبیه تعریف مرحوم شایگان به ذهن میآید که گفته بود: «مفهوم روشنفکر … مبتنی بر جهانبینی غربی است: استقلال فرد، قدرتی که از موازین عقل برمیخیزد، رسالت انسان در تغییر دادن عالم برای ساختن جهانی نو، بعبارت دیگر روشنفکر در برابر کلیه اموری که به نحوی از انحا مربوط به انسان و سرنوشت اوست تعهد ذاتی دارد.» مشکل این تعریف و تعریفهایی اینچنینی این است که تقریبا در مورد هیچکس صدق نمیکند. مثلا با این تعریف نه سارتر و نه داستایفسکی هیچکدام روشنفکر نبودند یا اگر بودند به روشنفکری خیانت کردهاند چون داستایفسکی که در آثارش مرتبا از عشق و آزادی دفاع میکرد در آثار ژورنالیستیاش بر طبل جنگ علیه عثمانی میکوبید یا سارتر که با حرارت بسیار از مبارزان الجزایری در برابر استعمار فرانسه حمایت میکرد، از حکومت جنایتکار استالین هم حمایت میکرد.. جناب بابک احمدی نویسنده کتاب به دنبال یافتن تعریفی از روشنفکری یا دقیقتر کار روشنفکری است که این مشکلات را نداشته باشد.
اپیزود پنجاه و سوم: هویت ایرانی
درک ما از هویت ایرانی با پیچیدگی همراه است، از طرفی خودمان را از نسل آریاییها میدانیم و تاریخمان را به بیش از 2500 سال عقب میبریم، به زمانی که اولین امپراتوری جهانی در زمان هخامنشیان بوجود آمد. و از طرفی دیگر بیش از 1400 سال است که با تمدن اسلامی پیوند خوردهایم. این دو درک متفاوت باعث بوجود آمدن دو دیدگاه متفاوت و البته متعصبانه شده. بعضی معتقدند که اسلام باعث انحطاط ایران بوده و باید به تمدن پیش از اسلام و شکوه امپراتوری ایران برگشت و از این طریق دوباره هویتمان را بازسازی کرد. و در مقابل عدهای دیگر تاریخ پیش از اسلام را کلا نادیده میگیرند و هویت اسلامی را جایگزین هویت ایرانی میکنند. در این بین هم کسانی هستند که تلاش دارند این دو دیدگاه متضاد را با هم آشتی و تعریفی ملی-مذهبی از هویت ایرانی به دست بدهند. دسته دیگری هم وجود دارند که اصولا مفهوم هویت ملی را جعل شده توسط حکومتها میدانند و قائل به هویت ملی برای هیچ کشوری نیستند و صرفا به قومیتها معتقدند. عدم توافق بر سر موضوع هویت ملی و هویت ایرانی احتمالا نشانهای است از وجود مشکلی عمیقتر، پرسشهای ما که هستیم و هویت ما چیست و از کجا میآید؟ وقتی جوابهایی تا این حد متناقض دریافت میکنند به این معناست که گفتگو و تعامل بین قشر الیت جامعه و البته در بین مردم وجود ندارد، که روز به روز به ایجاد فاصله بین مردم دامن زده و تکثر را نمیپذیرد.
اپیزود چهل و هشتم: پیرامون خودمداری ایرانیان
آیا میتوانیم در تحلیل جامعه ذرهای شده ایران از مولفههای فردگرایی غربی استفاده کنیم یا باید خاستگاه این جامعه ذرهای شده را در مفهومی خاص برای جامعه ایران جستجو کنیم؟ مفهومی که به زعم مولف کتاب خودمداری نام گرفته. موضوعی که در این قسمت پادکست به اون میپردازیم.
اپیزود سی و دوم: فقر احمق میکند
من در این کتاب نگاهی متفاوت به فقر مالی، فقر اجتماعی و گرفتاری انسانها دیدم که برخلاف دیدگاه مرسوم که غالبا فقر و تنگنای مالی رو ناشی از ناکارآمدی، بیارادهگی و بیمسئولیتی افراد فقیر میدونه، فقر و کمیابی رو نتیجه شرایطی میدونه که بوجود آورنده فقر و نتیجه فقر و کمیابی است.