نمایش 49–60 از 65 نتیجهمرتب‌سازی بر اساس جدیدترین

اپیزود پنجاه و نهم: دولت و انقلاب در ایران

(2)

انقلاب 57 ایران، یک اتفاق مهم هم در عرصه بین المللی و هم در داخل ایران بود. فروپاشی حکومتی نزدیک به غرب در وسط جنگ سرد و در همسایگی شوروی کمونیستی و برقراری حکومت اسلامی در ایران برای بسیاری از تحلیل‌گران سیاسی، مبارزین، دولت‌ها و حتی افراد درگیر در انقلاب، اتفاقی غیر قابل هضم بود. رشد تحلیل‌هایی که بیشتر مبتنی بر توهم توطئه بودند و سعی داشتند  دست پنهان قدرت‌های بزرگ را در وقوع این انقلاب  ببینند از همین غیر قابل هضم بودن انقلاب ناشی می‌شود، که حتی محمدرضاشاه را هم برای توضیح علل انقلاب به سمت تئوری توطئه سوق داد. حتی روندی که انقلاب طی کرد تا به جمهوری اسلامی برسد نیز خالی از افسانه‌پردازی نیست، بعضی‌ها معتقدند که مردم ایران فریب داده شدند، بعضی‌ها معتقدند انقلاب دزدیده یا منحرف شد و بعضی‌ها با اشاره به تحولات بین المللی و منطقه‌ای، انقلاب در ایران را ناگزیر می‌دیدند. چیزی که در این تحلیل‌های دیده نمی‌شود یا اهمیتی ندارد نقش دولت و طبقات اجتماعی در انقلاب است. زمینه‌هایی که نویسنده این کتاب سعی کرده به بعضی از آن‌ها بپردازد.

اپیزود پنجاه و هشتم: موج سوم

(1)

ما چه تصوری از آینده داریم؟ آیا جهان به همین شکل ادامه پیدا می‌کند و اگر احیانا تحولاتی رخ بدهد خیلی آرام‌ خواهد بود و انقلابی نیستند؟ یا نه جهان به آخرالزمان نزدیک شده است و چیزی به نابودی‌اش باقی نمانده، همانطور که با تهدید اتمی روسیه چنین احساسی در مردم قوت گرفته است. شاید هم جهان از لحاظ تکنولوژیکی انسان‌ها را به بند بکشد همچون فضای تیره و ترسناکی که در سریال بلک میرور تصویر می‌شود. نقطه مشترک همه این تصورات این است که منفعلانه‌اند. یعنی منتظریم تا ببینم چه پیش خواهد آمد.

پس ما کجای این تصور از آینده قرار داریم؟ آیا در ساختن آینده تاثیری داریم؟ آیا باید تنها شاهد تصمیمات اقلیت‌های حاکم باشیم یا نه می‌توانیم از اشتباهات گذشته درس بگیریم و جهانی انسانی‌تر بسازیم؟ یا به عبارتی آینده‌ای را تصور کنیم که ما در آن نقشی منفعلانه نداشته باشیم؟

اپیزود پنجاه و چهارم: واژگونه خوانی استبداد ایرانی

(2)

در صد و پنجاه سال اخیر و در اغلب آثار نویسندگان و متفکران ایرانی که به علل عقب ماندگی ایران پرداختند، استبداد و استبدادزدگی نقش برجسته‌ای دارد. در آثار این نویسندگان استبداد چنان تصویر شده که گویی از ازل بوده و تا ابد هست و چیزی است خارج از جامعه ایرانی و مسلط بر آن. استبداد علاوه بر عقب‌ماندگی عامل اصلی خلقیات ناپسند مردم ایران نیز محسوب می‌شود. البته بسیاری از نویسندگان سعی کرده‌اند علت پیدایش استبداد در جامعه ایران را کشف کرده و توضیحی قابل قبول ارائه کنند. اما اکثر این تلاش‌ها به این منجر شده که نشان دهند استبداد در ایران ریشه‌های پیشاتاریخی دارد. مساله‌ای که در اغلب این آثار نادیده گرفته شده این است که ما چه زمانی متوجه شدیم که استبداد باعث عقب‌ماندگی ماست، در چه دوره‌ای از تاریخ، نوع حکومت بر ایران تبدیل به مسئله شد؟ و چه عواملی در تغییر دیدگاه ما نسبت به حکومت موثر بودند، مسائلی که نویسنده کتاب واژگونه خوانی استبداد ایرانی درصدد پاسخگویی به آن‌هاست.

اپیزود پنجاه و سوم: هویت ایرانی

درک ما از هویت ایرانی با پیچیدگی همراه است، از طرفی خودمان را از نسل آریایی‌ها می‌دانیم و تاریخمان را به بیش از 2500 سال عقب می‌بریم، به زمانی که اولین امپراتوری جهانی در زمان هخامنشیان بوجود آمد. و از طرفی دیگر بیش از 1400 سال است که با تمدن اسلامی پیوند خورده‌ایم. این دو درک متفاوت باعث بوجود آمدن دو دیدگاه متفاوت و البته متعصبانه شده. بعضی معتقدند که اسلام باعث انحطاط ایران بوده و باید به تمدن پیش از اسلام و شکوه امپراتوری ایران برگشت و از این طریق دوباره هویتمان را بازسازی کرد. و در مقابل عده‌ای دیگر تاریخ پیش از اسلام را کلا نادیده می‌گیرند و هویت اسلامی را جایگزین هویت ایرانی می‌کنند. در این بین هم کسانی هستند که تلاش دارند این دو دیدگاه متضاد را با هم آشتی و تعریفی ملی-مذهبی از هویت ایرانی به دست بدهند. دسته دیگری هم وجود دارند که اصولا مفهوم هویت ملی را جعل شده توسط حکومت‌ها می‌دانند و قائل به هویت ملی برای هیچ کشوری نیستند و صرفا به قومیت‌ها معتقدند.  عدم توافق بر سر موضوع هویت ملی و هویت ایرانی احتمالا نشانه‌ای است از وجود مشکلی عمیق‌تر، پرسش‌های ما که هستیم و هویت ما چیست و از کجا می‌آید؟ وقتی جواب‌هایی تا این حد متناقض دریافت می‌کنند به این معناست که گفتگو و تعامل بین قشر الیت جامعه و البته در بین مردم وجود ندارد، که روز به روز به ایجاد فاصله بین مردم دامن زده و تکثر را نمی‌پذیرد.

اپیزود پنجاه و دوم: توتالیتاریسم-قسمت دوم

(1)

چیرگی تام تلاش دارد تا انسان‌ها را به صورتی سازمان دهد که تکثر و تمایز نامحدودشان از بین برود و کل انسانیت، به صورت فردی واحد درآید.

اپیزود پنجاه و یکم: توتالیتاریسم-قسمت اول

با استعدادترین رهبران توده‌ای نه از بین توده‌ها بلکه از بین اوباش برخاستند که به دنبال حکومت اوباش نبودند یعنی قصد نداشتند که دیکتاتوری نظامی یا حکومتی استبدادی بنا کنند، بلکه به دنبال شیوه جدیدی از حکمرانی بودند که بر سازماندهی توده‌ها استوار بود.

اپیزود چهل و یکم: کار کار انگلیسی‌هاست

(3)

در این قسمت از پادکست، درباره کتاب “کار کار انگلیسی‌هاست” نوشته جک استراو صحبت می‌کنم که توسط مترجمان و نشرهای متفاوت ترجمه و منتشر شده است. در این قسمت درباره دخالت‌های بریتانیا در امور داخلی ایران و نقش این کشور در عقب ماندگی ایران صحبت می‌کنم.

اپیزود سی‌ و هفتم: وضع بشر-قسمت آخر

(1)

فعالیت تفکر به اندازه خود زندگی بی وقفه و مکرره و این سوال که آیا تفکر معنایی داره مثل پرسش از معنای زندگی، معمای بی‌جوابیه.

اپیزود سی‌ و ششم: وضع بشر-قسمت دوم

در حقیقت آرنت عمل و سخن رو وجه تمایز انسان با حیوان میدونه و میگه ما با کلام و کردارمون وارد جهان بشری می‌شیم. این ورود مثل زحمت به خاطر ضرورت و مثل کار بخاطر فایده نیست

اپیزود سی‌ و پنجم: وضع بشر-قسمت اول

(2)

آرنت در این کتاب بدیهی‌ترین دریافت‌های ما رو به چالش می‌کشه و جاهایی حتی خواننده‌اش رو آزار میده، آرنت از ما دعوت می‌کنه به آنچه می‌کنیم فکر کنیم.

اپیزود سی‌ و سوم: اقتصاد و امنیت

(1)


دکتر علینقی عالیخانی یکی از مهره‌های اصلی و بسیار تاثیرگذار در رشد اقتصادی دهه 40 ایران بود، دهه‌ای که ایران به طور میانگین شاهد رشد اقتصادی سالانه 11 درصد و تورم 2.5 درصدی بود و سریعترین رشد اقتصادی در جهان رو بین سال‌های دهه 60  میلادی تجربه کرد.

اپیزود سی‌ و یکم: مرشد و مارگاریتا

(4)


بولگاکف راه نجات جامعه بشری رو در عشق می‌بینه، ولند جز مرشد و مارگاریتا که عشق، پیونده دهنده اونهاست به هیچ کس رحم نمی‌کنه. عشق باعث میشه مارگاریتا با شیطان پیمان ببنده چون تنها راه رسیدن دوباره به معشوق رو در این پیمان میدونه و آگاهانه دست به انتخاب میزنه و در نهایت هم این عشق مارگاریتاست که مرشد رو نجات میده. همچون عشق گریتچن Gretchen به فاوست.