جایی برای شنیدنِ خلاصه‌ی کتاب‌ها

اپیزود اول: فلسفه‌ای برای زندگی

در این قسمت خلاصه کتاب فلسفه‌ای برای زندگی نوشته ویلیام اروین و با ترجمه محمود مقدسی را می‌شنوید.

بشنوید

اگر زمان و حوصله‌ی خواندن متن را ندارید از اینجا بشنوید و یا دانلود کنید:

عنوان:  فلسفه ای برای زندگی، رواقی زیستن در دنیای امروز (تجربه و هنر زندگی ۱۳)

نویسنده: ویلیام اروین

مترجم: محمود مقدسی

ناشر: گمان

لینک‌های تهیه‌ی کتاب

گودریدز، آمازون، طاقچه (الکترونیک)، فیدیبو (الکترونیک)، نسخه فیزیکی

توضیحی درباره‌ی عنوان کتاب

قبل از هر چیز لازم است توضیح کوتاهی دربار‌‌‌ه عنوان کتاب بدهم، عنوان این کتاب با فلسفه شروع می­شود، فلسفه در اکثر فرهنگ­‌ها و میانِ مردم ملل مختلف واژه­ای با ابهت و ترسناک است، به طوری که کمتر کسی سعی می­کند به سمت آن برود اما همیشه این­طور نبوده.

اگر آشنایی مختصری با فلسفه داشته باشیم می­دانیم سقراط که جزءِ اولین فیلسوفان یونانی بود، سئوالات خود را از رهگذارن می­پرسید، سئوال­هایی که با زندگی و شخصیت افراد ارتباط داشت و رهگذران هیچ­گاه اعتقاد نداشتند که این بحث­‌ها فلسفی است و از آن اجتناب نمی­‌کردند.

بعد از ارسطو و کتاب مابعدالطبیعه­‌اش فیلسوفان به دو دسته تقسیم شدند: فیلسوفان هنر زندگی و فیلسوفان سیستماتیک. فلسفه­‌ی سیستماتیک که بیشترین حجم آثار فلسفی را هم به خود اختصاص داده چیزی است که باعث ترس مردم از فلسفه شده است. ما در این کتاب با فلسفه­‌ی رِواقی که یک فلسفه­‌ی زندگی است سر و کار داریم.

اما چرا داشتن فلسفه­‌ی زندگی مهم است؟

تا حالا از خودتان پرسیده‌­اید که از زندگی چه می­‌خواهید؟ ممکن است بگویید همسری مهربان، کاری خوب، خانه‌­ای زیبا و … اما این­ها در زندگی هستند. چه چیزی از همه­‌ی این­ها برای شما ارزشمندتر است؟ هدف زندگی چیست؟ برای رسیدن به چه چیزی خلق شده‌­ایم یا تکامل یافته­‌ایم؟ وظیفه­‌ی ما چیست؟

پاسخ دادن به این سئوالات کار آسانی نیست.

فلسفه­‌ی تحلیلی امروزی به این مسائل نمی­‌پردازد.

ادیان هم چگونگی خوب زندگی کردن را به عهده افراد می­‌گذارد و اگر هم مطلبی را عنوان کنند آنقدر محتاطانه می‌­گویند که در قالب مستّحبات دیده می­‌شود. به همین دلیل است که مسیحیان لوتری، باپتیست­ها، یهودیان، مورمون­ها و کاتولیک­ها علی­رغم اختلاف دیدگاه در مذهب عمیقاً شبیه هم زندگی می­‌کنند، به کارهای مشترکی اشتغال دارند، جاه­‌طلبی­‌ها و آرزوهای شغلی یکسانی دارند و در خانه­‌های یکسانی زندگی می­کنند و مطابق مد روز جامعه هستند.

داشتن هدف اصلی برای زندگی مترادف است با فلسفه­‌ی یکدست و منسجم برای زندگی.

چون بدون داشتن فلسفه ممکن است با تمام تلاش­هایمان بد زندگی کنیم و سرگرم چیزهای بی ارزش شویم. همچنین ممکن است حتی با انتخاب هدف و بدون برنامه ریزی درست عمرِ خود را هدر دهیم.

همچنین اگر فلسفه‌­ای برای زندگی داشته باشیم، تصمیم­‌گیری نسبتاً برایمان روشن و آسان خواهد بود: وقتی که قرار است بین دو گزینه‌­ای که زندگی پیشِ پایمان قرار داده یکی را انتخاب کنیم، به راحتی آن گزینه­‌ای را انتخاب می­‌کنیم که به احتمال بیشتری ما را در رسیدن به هدفی که فلسفه­‌ی زندگی­‌مان ایجاب می­‌کند، یاری خواهد کرد.

پس اولین جزءِ فلسفه­‌ی زندگی انتخاب هدف درست و دومین جزء آن داشتن راهکاری برای رسیدن به هدف است.

در یونانِ قدیم مدارسی بودند که تمام همّ و غم­شان پاسخ به این سئوالات بوده اما امروزه نشانی از این مدارس نیست. تنها چیزی که برجا مانده آثار معلمانِ فلسفه­‌ی این مدارس است.

ما در این کتاب با یکی از این فلسفه­‌ها آشنا می‌­شویم: فلسفه­‌ی رواقی؛ و برای این آشنایی لازم است که

یک چگونگی پیدایش فلسفه­‌ی رواقی را بدانیم.

دو هدف فلسفه­‌ی رواقی را بفهمیم.

سه راهکارهای رسیدن به هدف رواقیون را یاد بگیریم.

و در آخر از تجربیات نویسنده برای رواقی زیستن استفاده ببریم.

لازم به ذکر است که نویسنده گاه در فلسفه­‌ی رواقی دست برده است مثلا در بخش چگونه شکست ناپذیر شویم این دست بردن نشان داده می­‌شود و دلیل این­کار را در بخش تجربیات خودش از رواقی زیستن توضیح می­‌دهد.

تعبیر زندگی خوب گمراه کننده است پاسخ انسان متعارف به این پرسش بنیادین خلاصه می‌شود در سه چیز ۱- لذت جسمانی ۲-ثروت ۳-حیثیت اجتماعی اما می‌شود همه­‌ی این­ها را داشت و زندگیِ خوبی نداشت

پیدایش فلسفه رواقی و هدف آن

قرن ششم پیش از میلاد قرن جالبی است فیثاغورس در ایتالیا، طالس، آناکسیماندروس و هراکلیتوس در یونان، کنفوسیوس در چین و بودا در هند ظهور می­‌کنند

اپیکور ثمره مکتب فلسفی فیثاغورس و سقراط ثمره مکتب فلسفی آناکسیماندروس است.

فیلسوفان پیش از سقراط عمدتاً به تبیین سرشت جهان و پدیده‌­های آن علاقمند بودند که امروزه به آن علوم تجربی می­‌گویند. اما سقراط توجهش را یکسره معطوف به وضعیت و احوال انسانی کرد.

دستاوردهای سقراط عمدتاً سلبی بودند یعنی در واقع نشان می­‌داد که چه چیز نمی­‌دانیم.

تاثیر سقراط شاملِ دو بخش می‌­شود ۱- نظرورزی که افلاطون ادامه دهنده آن بود و رشد چشمگیری داشت. ۲- نحوه زندگی که آنتیستنس Antisthenes آن را ادامه داد (بنیانگذار مکتب کلبی) و تقریباً متوقف شد.

رِواقی مکتبی فلسفی است که به‌وسیله زنون کیتیومی (کیتیوم شهری است در قبرس) (با زنون خالق پارادوکس آشیل و لاکپشت اشتباه نشود) تأسیس شد. عنوان رواقی برای آن بدین مناسبت است که کلاسِ درسِ ایشان در یکی از رواق‌های آتن منعقد می‌شد.

زنون بعد از سانحه­‌ای دریایی از آتن سردرمی­‌آورد و از آنجا که با فلسفه­‌ی سقراط آشنایی داشت در آتن به دنبال فیلسوفی شبیه سقراط گشت و با کراتس کلبی آشنا می­شود و پس از کسب دانش‌­های روز و تاثیر از مکاتب کلبی و اپیکوری، مکتب رواقی را تاسیس می­کند.

اجزاءِ فلسفه­‌ی رواقی منطق، فیزیک و اخلاق است.

علاقه­ی رواقیون به منطق به این خاطر است که عقلانیت وجه ممیز انسان و حیوان است و منطق علم بررسی شیوه­‌های درست استدلال است. همچنین کمک می کرد کودکانی که به این مدارس برای آموزش فرستاده می شوند توانایی استدلال و بحث را داشته باشند چرا که در آتن آن زمان این توانایی برای پیشرفت مردم در سلسله مراتب شهروندی و حکومتی ضروری بود.

فیزیک رواقی فارغ از تبیین پدیده­‌های طبیعی به قلمرو دیگری نیز می پرداخت که ما امروز به آن الهیات می­‌گوییم.

اما مهمترین بخش تعلیمات مکتب رواقی اخلاق رواقی است که با اخلاق امروز متفاوت است اخلاق امروزی علم بررسی خوب و بد اخلاقی است در حالی­که رواقیون به روح و روانی نیک اعتقاد دارند. دغدغه‌­ی محوری این اخلاق بایدها یا نحوه بودنی است که برای انسان­ها یک زندگی خوب و شکوفا را به ارمغان می­‌آورد.

تعبیر زندگی خوب گمراه کننده است پاسخ انسان متعارف به این پرسش بنیادین خلاصه می‌شود در سه چیز

۱- لذت جسمانی ۲-ثروت ۳-حیثیت اجتماعی اما می‌شود همه­‌ی این­ها را داشت و زندگیِ خوبی نداشت پس جواب چیست؟ فضیلت­مند باش اما فضیلت در دنیای امروز مترادف راهبه­‌هاست که عمری در پاکدامنی زندگی کرده‌­اند. خوبی و فضیلت نزد رواقیان این است که فرد تا چه اندازه به وظایف انسانی خود به عنوان موجودی صاحب عقل و اجتماعی عمل می‌­کند که مترادف است با زیستن مطابق طبیعتی که برای آن خلق شده است.

ما انسان‌ها به دلیل وجود عقل باید موجوداتی معقول و اندیشمند باشیم. ما موجوداتی اجتماعی هستیم پس وظایفی در قبال هم­نوعانمان داریم.

مکتب رواقی از یونان به روم می­رسد، رواقیون رومی فیزیک و منطق را حذف کردند و آرامش را به جایِ فضیلت نشاندند. آرامش به نسبت فضیلت برای رومیان مهم­تر بوده و خریدار بیشتری داشته است در حقیقت آرامش برای رومیان راه برای رسیدن به فضیلت بوده اما برای یونانیان صرف تعقل برای رسیدن به فضیلت کافی بوده­است.

پس هدف فلسفه­‌ی رواقی رسیدن به آرامش و فضیلت است. رواقیون معتقدند که احساسات منفی همچون ترس، خشم، اضطراب، اندوه و حسادت نمی­‌توانند برای انسان زندگی خوبی بسازند. در نتیجه ابتدا باید مانعِ به وجود آمدن این احساسات شد و اگر به وجود آمدند فرو بنشاندش.

برای انسان مدرن نیز رسیدن به آرامش جذاب­‌تر از رسیدن به فضیلت است. به همین منظور در این کتاب به رواقیون رومی پرداخته می­‌شود.

چهار رواقی مطرح رومی که در کتاب به آن­ها اشاره می­‌شود عبارتند از:

سِنِکا که از همه بهتر می­‌نوشت و نوشتارها و نامه‌­هایش به لوکیلیوس بسیار به فهم فلسفه‌­ی رواقی کمک می­‌کند. نمایش نویس موفق، سرمایه­‌گذار بانکی و سناتور و مشاور امپراطور نرون بود و توسط نرون کشته شد.

موسونیوس که دستورات عملی برای خوردن و پوشیدن و زندگی جنسی و نحوه رفتار با والدین دارد. در دوران نرون تبعید شد. اعتقاد داشت که خدایان به زنان و مردان قدرت تفکر یکسانی داده است و زنان هم می­‌توانند همانند مردان از تحصیل و مطالعه فلسفه سود ببرند.

اپیکتتوس بخاطر تحلیلش اهمیت دارد که بیان می­‌کند چرا رواقی بودن آرامش می­‌آورد.

و تأملات مارکوس آورلیوس که نحوه زندگی روزمره­‌ی یک رواقی را نشانمان می­‌دهد.

راهکارهای رسیدن به آرامش

فکر کردن به اتفاقات ناگوار

یکی از مهم­ترین مسائلی که می­‌تواند آرامش را به‌­هم بزند وقوع اتفاقات ناگوار است، مثل از دست دادن عزیزی، یا از دست دادن ثروت و یا حتی از دست دادن یک عضو از بدن.

خیلی از اتفاقات ناگواری که برایمان پیش می‌­آید با دور اندیشی قابل اجتناب است و این مستلزم این است که ما از قبل احتمال وقوع حادثه را در نظر بگیریم، رواقیون پیشنهاد می­‌کنند با فکر کردن به اتفاقات ناگوار از وقوعشان پیشگیری کنیم.

دوم اینکه اگر از قبل به بدترین اتفاقاتی که ممکن است برایمان پیش بیاید فکر کرده باشیم تأثیر مخرب آن بر ما کمتر می‌­شود.

سوم ما انسان­ها عمدتا به این دلیل ناشادیم که سیری ناپذیر هستیم. پس از آنکه سخت برای چیزی که می­‌خواستیم تلاش کردیم پس از به دست آوردنش علاقه­‌مان را نسبت به آن از دست می­‌دهیم و دچار ملال می­‌شویم و برای رهایی از ملال سراغ ارضای نیاز بعدی می‌­رویم.

دو تن از روانشناسان به نام­های شین فردریک و جورج لُوِنستاین این پدیده را  با بررسی برندگان لاتاری مورد مطالعه قرار دادند و نامی به آن داده‌­اند: خوگیری به لذت. برندگان لاتاری پس از یک دوره کوتاه کیفوری دوباره به همه چیز عادت می­‌کنند.

پس لازم است که راهی برای تجدید میلمان به چیزهایی که داریم پیدا کنیم. البته این­کار به آسانی گفتنش نیست. رواقیون توصیه می­‌کردند که تصور کنیم هرچه داریم را از دست بدهیم تا بعد قادر باشیم قدر داشته­‌هایمان را بیشتر بدانیم و از داشته­‌هایمان بیشتر لذت ببریم. دقیقاً همان لحظه که فرزندمان را می­‌بوسیم باید به این فکر کنیم که شاید همین فردا او را از دست بدهیم. کسی که چنین دیدگاهی دارد قدر عزیزانش را بیشتر از کسی می­‌داند که فکر می­‌کند عزیزانش همیشه در کنارش خواهند بود و زمان کافی برای وقت گذراندن با آن­ها دارد.

بعضی­‌ها فکر می­‌کنند کیف کردن از چیزها کار بچه­‌گانه­‌ای است. به نظر ایشان نباید قانع بود باید بیشتر و بیشتر خواست. اگر هدف رسیدن به رضایت است به کم راضی شدن نه تنها عیب نیست بلکه موهبت هم هست.

همچنین نباید فکر کردن به اتفاقات ناگوار را با نگران بودن یکی کنیم.

رواقیون توصیه می­‌کنند مبادا که به چیزی که مایه­‌ی لذت شماست زیاده از حد دل ببندید و باید آماده دگرگونی اوضاع باشید.

چگونه شکست ناپذیر شویم؟

اگر به دنبال رضایت خاطر هستید، بهتر و راحت­‌تر این است که خودتان و خواسته­‌هایتان را تغییر دهید و مطابق طبیعت کنید تا اینکه به دنبال تغییر جهان پیرامونتان باشید.

دوگانه‌­ی اختیار چیست؟ رواقیون معتقدند بعضی چیزها در اختیار ماست و بعضی چیزها خارج از اختیار ما.

اگر خواهان چیزهایی که خارج از اختیار ماست باشیم آرامش خود را از دست می‌­دهیم. چرا که اگر به آن چیزی که می­‌خواهیم برسیم نرسیم دچار احساس بداقبالی، ناکامی، بیچارگی و آزردگی می­‌شویم و اگر به آن برسیم در طی زمانی که آن چیز را می‌­خواستیم و به آن نرسیده بودیم گرفتار نگرانی و اضطراب بوده­‌ایم.

اما آیا این منجر به انفعال رواقیون نمی­‌شود؟ رواقیون معتقدند که اهداف بیرونی باعث برهم خوردن آرامش می­‌شود پس در چنین شرایطی یک فرد رواقی به جای اهداف بیرونی مثلاً پیروزی در مسابقه تنیس به دنبال اهداف درونی می‌­رود که به بهترین نحو بازی کردن است اگر قهرمان شود که چه بهتر و اگر نشود دلسرد و ناامید نمی­‌شود.

رواقیون معتقدند که اهداف درونی روی اهداف بیرونی تاثیر می­‌گذارد.

اما به نظر نویسنده این دوگانه کامل نیست چون مسائلی وجود دارند که کاملاً در اختیار ما نیستند اما کاملاً از اختیار ما خارج هم نیستند مثل برنده شدن در یک مسابقه.

تقدیر گرایی

به اعتقاد رواقیون یکی از راه­‌های حفظ آرامش این است که نسبت به اتفاقاتی که برایمان می‌­افتد، رویکردی تقدیر گرایانه داشته باشیم. به گفته مارکوس انسان خوب هر تجربه‌­ای را که سرنوشت برایش مقدر می­‌کند را از دل و جان می­‌پذیرد. البته تقدیرگرایی رواقی در مورد گذشته وحال است نه آینده و البته منظورشان این نیست که نباید از گذشته درس گرفت بلکه منظور این است که نباید در اما و اگرهای گذشته ماندگار شد.

در پاسخ به شبهه‌­ی اینکه ممکن است فلسفه رواقی به بی خیالی و قناعت بیش از حد بی‌انجامد: رواقیون سرشناس انسان­‌های موفق و ثروتمندی بودند بااینکه به دنبال چنین اهدافی نبودند اما به این اهداف هم رسیدند چون در جهت انسان بهتر شدن تلاش می‌­کردند.

پرهیز از لذّت

رواقیون معتقدند تن دادن به لذت­‌ها به دلیل سیری ناپذیر بودن انسان یکی دیگر از عوامل به‌­هم خوردن آرامش ماست. گاهی لازم است به خودمان سختی بدهیم.

از این کار سه فایده عایدمان خواهد شد:

یک خودمان را برای شرایط سخت که ممکن است روزی به سراغمان بیاید آماده می­‌کنیم.

دو کسی که گه‌گاه سختی­‌های کوچک را تحمل کند سختی­‌های بزرگتری هم می‌­تواند تاب آورد و درباره اتفاقات ناگواری که ممکن است در آینده بیفتد نیز اضطراب و استرس کمتری دارد.

سوم به ما این امکان را می­‌دهد که بتوانیم از داشته­‌هایمان بیشتر لذّت ببریم.

گاهی اوقات باید از لذّت­‌های نسبتاً بی­‌ضرر چشم­‌پوشی کرد برای تمرین خویشتن­داری و پرهیز از لذّت. رواقیون انسان­‌های لذّت­‌ستیزی نیستند بلکه همه­‌ی حرف آن­ها این است که باید احتیاط کرد و اندازه نگه داشت.

مراقبه و تأمل

مراقبه و تأمل به ما کمک می­‌کند که وضعیت خود را در جهت رسیدن به هدف که همان آرامش و فضیلت است مورد بررسی قرار دهیم، زمان­‌هایی در روز و یا موقع خواب بررسی کنیم در روز چه کارهایی کردیم و باید چطور عمل می­­کردیم.

توصیه‌هایی برای رواقی زیستن

روابط اجتماعی

چطور می­‌توان در عین حفظ ارتباط با دیگران آرامش خود را نیز حفظ کرد؟

ما در ارتباط با دیگران حقِ انتخاب نداریم اما در انتخاب دوستان چرا. رواقیون معتقدند صفات بد مسری­‌اند و باید از دوستی با آدم‌­هایی که ارزش­‌های پست و تباه دارند اجتناب کرد، همچنین از آدم­های ناراضی و همیشه شاکی هم باید فاصله گرفت ساموئل جانسون برای این آدم­ها اصطلاح غصه خور یا seeksorrow را در لغت نامه معروفش آورده است.

وقتی با آدم­‌های مزاحم سر و کار داریم باید یادمان باشد که خودمان نیز مزاحمیم. وقتی عیب­‌ها و اشتباهات یک نفر اذیتمان می­‌کند، باید برگردیم و به اشتباهات و عیب­‌های خودمان هم نگاه کنیم و به خاطر داشته باشیم که رنجش ما بیش از رفتارهای او به ما آسیب می­زند. مهم­ترین خطری که در تعامل با آدم­های مزاحم تهدیدمان می­کند این است که آن­ها در دل ما نفرت ایجاد کنند. نفرتی که آسیبش به خودِ ما می­‌رسد. اگر زمانی در دلت نسبت به کسی احساس عصبانیت و نفرت کردی و خواستی تلافی کنی، یکی از بهترین راه­‌های تلافی کردن این است که سعی کنی مثل او نباشی.

توهین و صبر در برابر تحقیرها

یکی دیگر از عوامل برهم زننده­‌ی آرامش توهین و تحقیر دیگران نسبت به ما است. یکی از راهکارهای تسکین دهنده­‌ی رواقیون این است که دمی درنگ کنیم و ببینیم حرفی که شخص توهین کننده می‌­زند راست است یا نه.

اگر حرف درستی زده باشد که جای ناراحت شدن ندارد. راهکار بعدی این است که ببینیم شخص توهین کننده چقدر از ما شناخت دارد ممکن است یک نفر حرف بدی درباره ما بزند ولی قصد آزار دادن ما را نداشته باشد. راهکار سوم در نظر گرفتن جایگاه فرد توهین کننده است اگر این فرد برایمان مهم است و اگر برای نظرش ارزش قائلیم نباید از انتقادش ناراحت شویم. اگر فرد انتقاد کننده انسان حقیر و بی­‌مایه­‌ای باشد در این صورت نه تنها جای ناراحتی نیست که خوشحال هم باید بود چون احتمالاً کار درستی انجام می­‌دهیم. راهکار چهارم  این است که وقتی کسی توهینی به ما می‌­کند، در واقع خود ما عامل رنجش و آزردگی ناشی از این توهین هستیم.

اما رواقیون در جواب فرد هتاک و منتقد نیز توصیه­‌هایی دارند مثلاً توصیه رواقیون پاسخ با طنز است. یا یکی از روش‌­های دیگر دست انداختن خودمان است و برگزار کردن توهین دیگران به خنده. روش دیگر برای کسانی که شوخ‌­طبعی و حضور ذهن ندارند سکوت و نادیده گرفتن است.

رواقیون معتقدند بعضی توهین‌­هایی نیز وجود دارند که نیاز به برخورد شدید دارند مثلاً در مواردی که شخص توهین کننده متوجه سکوت یا برخورد طنزآمیز ما با خودش نشود که نشان­‌دهنده عدم تمایل ما به هم­کلام شدن با ایشان است. یا در مواردی که شاگرد به استاد توهین می­کند باید برخورد جدی صورت گیرد.

اندوه و ماتم

احساساتی مانند اندوه و ماتم عمدتا غیرارادی است. نمی­‌توان غم و اندوه را به طور کامل از زندگی حذف کرد اما رواقیون معتقدند که می‌­توان کاری کرد تا غم و اندوهی که در طول زندگی­مان تجربه می­‌کنیم به کمترین مقدار ممکن برسد.

نخستین راهکار رواقیون برای پیشگیری از اندوه، فکر کردن به اتفاقات ناگوار است که باعث آمادگیِ ما می‌­شود.

راهکار دیگر به­‌کارگیری عقل است، گرچه عقل نمی‌­تواند اندوه ما را به طورِ کامل برطرف کند اما می‌­تواند زیاده‌­روی و افراط را از آن دور کند.

اپیکتتوس هم برای مهار اندوه توصیه­‌هایی دارد مخصوصا توصیه می­کند مراقب باشیم غم و اندوه دیگران به ما سرایت نکند.

بعضی­‌ها ممکن است از این توصیه ناراحت شوند و بگویند ما نباید وقتی دیگران عزادار یا سوگوارند تظاهر به همدردی کنیم. در جواب این ایراد باید گفت که توصیه به اینکه برای همدردی با دوستی که غصه‌­دار است خودمان هم واقعا غصه بخوریم، همانقدر احمقانه است که برای کمک کردن به کسی که مسموم شده، خودمان هم سم بخوریم. اندوه یک حس منفی است که باید تا جایی که می­‌توانیم ازآن بپرهیزیم و کمک کنیم دوستمان بر ماتم و اندوهش غلبه کند.

خشم

خشم مانند اندوه یک واکنش عاطفی ناخودآگاه است

به نظر سنکا خشم جنون آنی است و ویرانی‌­ای که برجا می‌­گذارد وحشتناک است. از سر خشم است که این همه آدم در اطراف ما کشته می­‌شوند و شهرها و کشورها ویران می­‌شوند. بعضی­ها معتقدند خشم فوایدی هم دارد و باعث انگیزه به فرد می­شود اما سنکا با این نظر مخالف است و می­گوید که وقتی آتش خشم را روشن کردیم، خاموش کردنش در اختیار ما نیست هر قدر هم که در آغاز به نفعمان بوده باشد.

البته این بدان معنا نیست که وقتی اجحافی در حق ما شد عکس العمل به خرج ندهیم فقط نباید با عصبانیت انجامش دهیم و در برابر افرادی که منطقی سرشان نمی‌­شود باید تظاهر به عصبانیت کرد.

سنکا برای پرهیز از عصبانیت توصیه­‌های مشخص فراوانی دارد. او می­‌گوید باید با دو نوع تمایل در درون خودمان مقابله کنیم: یکی تمایل به بد فکر کردن در مورد دیگران و دیگری تمایل به داوری شتابزده در مورد انگیزه­‌هایِ آنان. اگر زیاده از حد حساس باشیم، خیلی زود از کوره درمی‌­رویم.

معمولاً چیزهایی که باعث عصبانیت ما می­‌شوند در عمل هیچ آسیب واقعی و مشخصی به ما نمی­‌زنند. این جور چیزها صرفا مایه‌ی رنجش خاطرند.

سنکا توصیه­‌هایی هم برای کنترل خشم دارد که مشابهش را در بودیسم هم می­توان سراغ گرفت. به هنگام خشم باید سعی کنیم تمام علائم خشم را به عکسش تبدیل کنیم. صدایمان را پایین بیاوریم و چهره­‌مان را آرام کنیم. اگر این کار را بکنیم حال درونی‌­امان خیلی زود شبیه حال بیرونی­‌امان می­‌شود.

اگر با تمام این تمهیدات عصبانی شدیم و تندی کردیم باید بلافاصله عذرخواهی کنیم، عذرخواهی می­تواند اثرات خشم‌مان را کاهش دهد و باعث آرامشمان شود و جلوی فکر کردن به این موقعیت را بگیرد و با پذیرش اشتباهمان احتمال تکرار آن در آینده را کاهش دهد.

شهرت­‌طلبی

به نظر رواقیون دلیل عمده ناخرسندی آدمیان سرگشتگی آنها درباره‌­ی امور ارزشمند است.

یکی از چیزهای اشتباهی که آدم‌­ها دنبالش هستند شهرت است. همه افرادی که در پی کسب شهرت­اند در یک باور مشترکند: اینکه کسب شهرت و محبوبیت مایه شادی و خوشبختی است. اما به این نکته توجه ندارند که شهرت در هر سطحی بهایی دارد و به اعتقاد رواقیون این بها آنقدر گزاف است که کل مواهب شهرت به پای آن نمی­‌رسد.

اگر دنبال موقعیت و اعتبار اجتماعی باشیم به دیگران اجازه می‌­دهیم که آزادی­مان را سلب کنند در این صورت باید به سراغ کارهایی برویم که احتمال تحسین شدن از طرف دیگران را بیشتر کند و از کارهایی که ممکن است ما را از چشمشان بیندازد پرهیز کنیم.

یک فرد رواقی همانقدر که به نارضایتی دیگران بی­‌اعتناست به رضایتشان هم باید بی­‌اعتنا باشد.

یکی از راه­های غلبه بر وسواس تحسین و ستایش دیگران این است که بدانیم برای جلب تحسین و تمجید دیگران ناگزیریم ارزش‌­های آن­ها را بپذیریم. در نتیجه باید لحظه­‌ای درنگ کنیم و ببینیم اگر ارزش­‌های ما با آن­ها ناسازگار باشد چه؟ اگر دیدیم که چنین است باید با کمال میل و از سر رغبت بی­خیال تعریف و تمجید این قبیل آدم­‌ها شویم.

در باب زندگی پرزرق و برق

دلیل اصلی جستجوی ثروت میل ما به شهرت است هرچه میزان زرق و برق زندگی بیشتر شود توان انسان برای لذت بردن از چیزهای ساده و معمولی کم می‌­شود در نتیجه توانشان برای لذت بردن از زندگی کاهش می­‌یابد.

رواقیون توصیه می‌­کنند ثروت باید آنقدری باشد که نه به فقر منجر شود و نه خیلی از فقر فاصله داشته باشد ولی اگر یک رواقی به خاطر تلاش­‌هایش به ثروت رسید باید از ثروتش استفاده کند و لذت ببرد ولی هر چند وقت یکبار زندگی فقیرانه را امتحان کند تا توان لذت بردنش از زندگی کاهش نیابد.

توصیه‌های نویسنده درباره‌ی رواقی زیستن

نویسنده به شرح اتفاقاتی می­‌پردازد که پس از انتخاب فلسفه­‌ی رواقی به عنوان فلسفه­‌ی زندگی­‌اش با آن­ها مواجه شده است که خواندنش خالی از لطف نیست و من برای کوتاه شدن بحث اینجا مطرح نمی­‌کنم.

انتخاب فلسفه­‌ی زندگی مانند انتخاب همسر است. هیچ کس نیست که همسر مناسب برای همه باشد و با شخصیت و شرایط و احوال همه مطابق باشد. رواقی زیستن ممکن است برای شما مناسب نباشد ولی امتحان این فلسفه ضرر چندانی هم ندارد و زمانِ زیادی از شما نمی­‌گیرد و در عوض فواید بسیاری به دنبال خواهد داشت.

نویسنده توصیه‌­های زیادی برای رواقی زیستن دارد که دو تا از آنها را اینجا می­‌آورم و مابقی را می­توانید در کتاب پیدا کنید.

  • رواقی مخفی باشید تا از مسخره شدن توسط اطرافیان در امان بمانید چرا که اطرافیان زمانی که بدانند شما مانند آنها زندگی نمی­‌کنید و اصول و فلسفه­‌ای برای خود دارید ممکن است دست­تان بیندازند.
  • همه تکنیک­‌های رواقی را به یکباره امتحان نکنید. با یکی از تکنیک­‌ها شروع کنید ماهر که شدید سراغ تکنیک بعدی بروید.

 

نظرات ۲